و به خصوص در پی گفت و گو با بهزاد محمدی ستاره ی این عرصه بودیم که سرانجام و بر
خلاف همکاران درجه دو و سه اش حاضر به گفت و گو شد . او تقریبا ده سال است که مرد
اول نمایش های عامه پسند است و در این زمینه همان موقعیتی را که محمد رضا گلزار و
ارش معریان و یک فیلمنامه نویس موفق فیلم های کمدی در عرصه سینما دارند .
او یک جا در یک نوع نمایش دارد چون هم می نویسد . هم کارگردانی می کند و هم بازی
و هم رکورد فروش می شکند . تماشاگران خاص عامه پسند اورا می شناسند امضایش را
می خواهند با او عکس یادگاری می گیرند برایش ابراز احساسات می کنند بلیط هایش را
برای چند هفته بعد پیش خرید می کنند بارها به تماشای نمایش هایش می روند با شوخی هایش
ریسه می روند و دیالوگهایش را از بر می کنند . گفت و گو با بهزاد محمدی می تواند به
بسیار از کنجکاوی های شما در این زمینه پاسخ بدهد .
ما می خواهیم تعبیر و تفسیر شمارا از نوع کاری که می کنید و اسمش را نمایش عامه پسند
می گزاریم و چند سال است به سینمای ایران هم رخنه کرده بشنویم البته از قبلترش بگویید.
محمدی : اهل شمیرانم . در دوران دبیرستان در نمایش های مدرسه فعالیت می کردم در
دوران راهنمایی یکی از کارهامون در سطح منطقه مقام اول را بدست اورد اما در دوران
دبیرستان فعالیتی در این زمیه نداشتم و به کلی از این فضا دور شدم بعد از گرفتن دیپلم
به عنوان مربی شنا مشغول به کار شدم و سال 73 در رشته مهندسی برق وارد دانشگاه
شدم سال 74 به واسطه یکی از هم دانشکده ایی ها وارد یک کار نمایشی به نام گردنبند
شدم که در کانون ناشنوایان در حال اجرا بود . قضیه از این قرار بود که بین کارگردان و
بازیگر اختلافی رخ داده بود که منجرب کناره گیری اون بازیگر شده بود کارگردان نمایش
که از دوستان این هم کلاسی من بود با او تماس گرفت و به دنبال یک بازیگر جایگزین
برای ادامه کار می گشت من هم در کنارش بودم و درجریان صحبت هاشون قرار گرفتم
گفتم که من حاضرم این نقش را بازی کنم دوستم پیشنهاد مرا به کارگردان رساند و به
سراغ کارگردان رفتم و نقش را اجرا کردم . نقش یک ادم ساده و فقیر که دوستش سرقت
را به گردن او انداخته بود بازی می کردم که نقشی درجه دو بود هم کارگردان راضی بود
هم تماشاگران خوششان امد .
دلهره و استرس هم داشتید؟
محمدی : نه اصلامن اهل ترس نیستم و علاقه مند به دلهره و هیجان و تجربه ام نمایش
گردنبند سی و هفت شب دیگر اجرا شد و رضایت کارگردان و عوامل پس از پایان نمایش
انگیزه ایی شد تا کار تئاتر را ادامه بدهم . در اواخر سال 74 نمایش کاکاسیاه را در بولینگ
عبدو بازی کردم که حدود سه ماه ادامه داشت . در کاکاسیاه نقش پسر بچه ایی را بازی کردم
که علاقه ایی به حرفه ی پدرش ندارد . در سال 75در نمایشی به کارگردانی منوچهر پور احمد
به نام سه شیطون حرفه ایی در سینما تئاتر گلریز نقش یک معتاد را بازی کردم سرپرست
این نمایش زنده یاد منوچهر نوذری بود در ابتدا باور نمی کرد که من بتونم از پس ایفای
این نقش برایم چند روز از ایشون وقت خواستم و در خانه پس از تماشای چند فیلم ایرانی
با شخصیت های معتاد شروع به تمرین کردم . بعد از دو سه روز به محل تمرین برگشتم
و رضایت دادند که من اون نقش را بازی کنم . در این نمایش با اصغر سمسار زاده و
احمد بهروزی و فرزین سمیعی هم بازی بودم بعد از ان نمایش خواب پشه را اجرا کردیم
که از ان استقبال زیادی شد د حدود شش ماه اجرای مداوم داشتیم .
بعد از یکی دوسال تصمیم گرفتم خودم نویسندگی و کارگردانی را به عهده بگیرم و فقط
هم نقش اول بازی کنم . نمایشی نوشتم با نام دروغ چرا ؟ و خودم هم ان را کارگردانی
کردم که از ان استقبال شد و حدود دو سال در بولینگ عبدو اجرا داشتیم . بعد از ان
حدود شش ماه با اقای داوود فتحلی بیگی که رئیس اداره تئاتر هم بودند نمایشی را روی
صحنه اجرا کردیم پس از پایان کار از اجرا کناره گرفتم و مشغول مطالعه کتابهایی در
مورد فن بیان بازیگری شدم تصمیم گرفته بودم یک کار نو را بنویسم و اجرا کنم .
به تماشای تئاترهای جدی می رفتم و نمایشنامه های چاپ شده را مطالعه می کردم
در این میان فیلم های قدیمی ایرانی را هم تماشا می کردم تا بتوانم از میان انها قصه ایی
را اننتخاب و به زبان امروزی و با دیالوگ های زمان حال برگردان کنم . در سال هشتاد
نمایشنامه ی قهوه خانه ی زری خانوم را نوشتم و سال هشتاد و یک ان را در گلریز به
روی صحنه بردم . قهوه خانه زری خانوم از سال 81 تا سال 84 بدون وقفه اجرا داشت
حتی زمان وقوع زلزله بم از طرف اداره نمایش به ما اعلام کردند سه شب کار را
تعطیل کنید به اداره نمایش رفتم و گفتم اصلا فروش برام مهم نیست ما بلیط های نمایش
را در ماه های قبل پیش فروش کردیم فروش همان سه شب را به نفع زلزله زدگان واریز
می کنم اما به دلیل پیش فروش بلیط ها نمی توانیم اجرا را لغو کنیم با این شرط رضایت
دادند نمایش اجرا شود در مناسبت های مذهبی که تئاترها تعطیل می شد در خارج از کشور
مثل انگلیس مالزی و کانادا اجرا داشتیم . قهوه خانه زری خانوم پرفروش ترین پرمخاطب ترین
پر طرفدارترین نمایش کمدی ایران شد.در انگلیس 25 شب قبل از اجرای نمایش همه بلیط ها
فروش رفته بود در اجرای کانادا به بازیگران گروه ویزا ندادند و مجبور شدم بازیگران را
از انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه رایرسون انتخاب کنم برای تمرین متن نمایش را به
همراه اجرای ضبط شده البته بدون صدا و صامت در اختیار بازیگران قرار دادم .
چرا صامت ؟
محمدی : چون امکان کپی برداری از ان وجود داشت بعد از تمرین نمایش را سه شب
روی صحنه بردیم که اجرای موفقی بود در مالزی هم ایرانیان مقیم مالزی استقبال
خیلی خوبی کردند اخرین اجرای نمایش قهوه خانه عید سال 85 به مدت ده شب در دبی
بود که ایرانیان مقیم انجا هم خیلی استقبال کردند هنرمندان مقیم امریکا هم در این ده شب
در محل اجرا حضور داشتند و از من برای کار در لس انجلس دعوت کردند که قبول
نکردم .
دراین مدت در تلویزیون هم فعالیت داشتید؟
محمدی : اولین کارم در تلویزیون مجموعه جدی نگیرید بود که سه نقش را اجرا می کردم
در نقش های پیش بینی هواشناسی - تاکاشی و داداشی - خانعلی و جانعلی در ملات اباد
که با زنده یاد منوچهر نوذری هم بازی بودم
روزهای ارزو به کارگردانی اقای بزرگی و تلفن مشترک به کارگردانی خسرو ملکان
را هم بازی کردم .بعد از ان سریال هفتاد قسمتی مهمان پذیر طوبی را به کارگردانی
اقای منوچهر پور احمد کار کردم که با داوود رشیدی و صبا ملکی هم بازی بودم .
دو برنامه کودک با جواد رضویان و نادر سلیمانی و حسین محب اهری به سفارش
سیما فیلم کار کردم . در خلال این برنامه ها چندین برنامه ی مناسبتی جشن رمضان
با اقای کاظم احمدزاده در تلویزیون داشتم .
از سینما هم پیشنهاد داشتید ؟
محمدی : بله زیاد اقای صلح میرزایی برای فیلم زندگی شیرین از من دعوت کردند که
به خاطر اجرای نمایشم نتوانستم حضور پیدا کنم و جواد رضویان به جای من بازی
کرد . یک بار هم اقای شریفی نیا برای فیلم داریوش مهرجویی به من پیشنهاد کار
داد که به خاطر محل فیلم برداری که در اصفهان بود نتوانستم جواب مثبت بدهم
چون بلیط های نمایشی را که از قبل اجرا داشتیم پیش فروش کرده بودیم و امکان
تعطیلی نداشتیم . از سال 77 تا سال 84 بدون وقفه در داخل و خارج از کشور
هرشب اجرا داشتیم پس از قهوه خانه نمایشنامه ی زندگی شیشه ایی را از اقای
داوود فتحلی بیگی خریدم بازنویسی کردم و روی صحنه بردم حدود یکسال و نیم
اجرا داشتیم که به خاطر اختلاف با یکی از بازیگران کار به شکایت کشیده شد .
یکی از بازیگران مشکل اخلاقی پیدا کرده بود و حضور منظمی سر اجراها
نداشت و نظم گروه را بهم ریخته بود من با حسن نیت و به خاطر نگرانی ام با
پدرش صحبت کردم اما پدر که فردی صاحب نفوذ بود باعث شد کار تعطیل شود
در سال 87 شروع به نوشتن نمایشنامه قهوه خانه 2 کردم و از شهریور همان سال
تمرین را شروع کردیم یک کمدی نو و تلفیقی از فیلم و تئاتر بود و از همان شهریور
هم شروع به پیش فروش بلیط کردیم و حتی بلیط های سال 88 را هم فروختیم و عید
سال 88 نمایش روی صحنه امد و خیلی مورد استقبال قرار گرفت . در میانه اجرا
بودیم که انجمن تئاتر ازاد اعلام کرد قانونی تصویب شده که بازیگران تئاتر نمی توانند
به عنوان کارگردان فعالیت کنند و اقای حسین قاسمی وند را به عنوان کارگردان نمایش ما
معرفی کردند گفتیم این نمایش کار گروهی است و قرار نیست نام کسی به عنوان کارگردان
نوشته شود اما قبول نکردند .
انجمن تئاتر ازاد چه انجمنی است ؟ نهاد تصمیم گیرنده است ؟ مجوز صادر می کند ؟
محمدی : پس از تعطیلی تئاترهای لاله زار قدیمی های تئاتر های عامه پسند برای اینکه
بتوانند بین این نوع نمایش و نمایش های جدی و کلاسیک تفکیکی قائل بشوند اقدامهایی
کردند و پس از پیگیری های زیاد مرکز هنرهای نمایشی انجمن تئاترهای ازاد را تاسیس
کرد در ابتدا اقای قرایی رئیس این انجمن بودند و پس از او اقای مجید جعفری تاکنون
مسئولیتش را به عهده دارد .
ایشان همان اقای جعفری کارگردان نمایش هملت و کارهای جدی دیگر هستند ؟
محمدی : بله دقیقا . در حال حاضر تاییدیه ایشان برای دادن مجوز به تئاترهای ازاد
لازم است قانون منع کارگردان توسط بازیگران هم توسط ایشان تصویب و اجرا
شده ولی متاسفانه ایشان سالن های متعددی را در اختیار چند تن از افراد بی سوادی که
در انجمن تئاتر ازاد مشغول به کار هستند سپرده که به نظرم جایگاه هنری ایشان را
زیر سوال برده اند البته شاید دلیلی هم برای این کار دارند که اینگونه کارها را حمایت
می کنند و شاید ما نمی دانیم .
قیمت بلیط این نمایش چقدر است ؟
محمدی : بسته به مکان و سالن اجرا از شش تا ده هزار تومان است .
تقسیم بندی فروش چگونه است ؟
محمدی : باز هم به سالن نمایش و گروه بستگی دارد گروه هایی هستند که در صد می گیرند
کم یا زیاد . برخی سالن ها هم سر مبلغ معین با گروه قرارداد می بندند.
خود من سالن اجاره می کنم و صاحب سالن کاری به فروش ندارد و فقط اجاره سالن را
می گیرد .
سرانجام نمایش قهوه خانه 2 چه شد ؟
محمدی : بعد از معرفی اقای قاسمی وند به عنوان کارگردان کار را ادامه دادیم . پس از
حدود دو ماه از شروع اجرا از طرف انجمن تئاتر ازاد و مرکز هنرهای نمایشی
به ما اعلام کردند که شخصیت سالار باید حذف شود . او شخصیت محوری نمایش
ما بود و حذف ان باعث بهم ریختن کل داستان می شد . دلیل ان را جویا شدیم دلیل های
کلی اوردند و گفتند چون حالت قهرمان پروری دارد و نظیر این شخصیت در فیلم های
ایرانی قبل از انقلاب سابقه دارد حتما باید حذف شود به اقای قاسمی وند می گفتیم شما
کارگردان هستید بپرسید مشکل کجاست تا اگر دیالوگ یا حرکتی مشکل دارد رفع مشکل
کنیم ایشان چیزی نمی گفتند و فقط خواستار حذف این شخصیت بودند زیر بار نرفتم
و بهر حال کار را تعطیل کردند .
در این فاصله فیلم ماشالله خان در بارگاه هارون الرشید از طرف اقای مرتضی شایسته
به من پیشنهاد شد که ساخته شدنش با فوت مرحوم اعلامی منتفی شد به دنبال اون در
فیلم با من شوخی نکن بازی کردم که در شبکه نمایش خانگی پخش شد
بعد در فیلم اژانس ازدواج به کارگردانی اقای محمدی درمنش بازی کردم که در
جشنواره فجر به نمایش درامد در یک تله فیلم قرار است بازی کنم.
بعد از تعطیلی قهوه خانه 2 نمایش دیگری را روی صحنه نبردید ؟
محمدی : نه بعد از ان اقای جعفری چند بار به من پیشنهاد دادند تا نمایشی را در
سینما قیام سابق روی صحنه ببرم قبول نکردم چون نمایش من ایرادی نداشت و به
دلایل واهی و ناجوانمردانه ان را پایین کشیده بودند . چند ماه قبل اقایی از سازمان
میراث فرهنگی با من تماس گرفتند و پیشنهاد راه اندازی مجموعه نمایشی سعد اباد
را مطرح کردند در این مجموعه قبلا چند نمایش بی رونق هم اجرا شده بود گفتم من
مشکلی برای کار کردن ندارم فقط شما تعهد بدید که حمایتم می کنید چون اگر نمایش من
اجرا بشه سالن های دیگر خلوت می شود و با من مقابله می کنند . ایشان قول هرگونه
مساعدتی را دادند در این فاصله پیشنهادی از طرف مدیریت سالن کانون پرورش فکری
داده شد که پذیرفتم و فعلا مشغول اجرا در این سالن هستم .
حالا می رسیم به اصل مطلب : مشخصات تئاتر عامه پسند یا این نوع نمایشی که شما
اجرا می کنید به نظر خودتان چیست ؟
محمدی : مخاطب تئاتر های جدی و سنگین نظیر هملت - انتیگونه - اتللو و ......... کسانی
هستند که با متن های جدی سر و کار دارند یا تحصیل کرده ان رشته هستند این نوع
ادبیات برای عامه مردم قابل فهم نیست . به طور مثال در رشته پزشکی یا مهندسی
ادبیات و اصطلاحاتی به کار برده می شود که برای متخصصان این رشته قابل درک
است و برای عموم قابل درک نیست . نوع نمایش ما با عامه مردم ارتباط دارد و نوع
دیالوگ های برای عموم مردم قابل فهم و ملموس است . ما برای اشنایی با هنر نمایش و
تئاتر از ادبیات کلاسیک و سنگین استفاده نمی کنیم .
یعنی شما فکر می کنید این نوع نمایش باعث اشنایی مردم با تئاتر می شود ؟
محمدی : ببینید من با افرادی رو به رو شدم که هیچ شناختی نسبت به تئاتر نداشتند
و فکر می کردند تئاتر یعنی همین نوع نمایش . با توجه به اینکه ریشه تئاتر در
کشور ما از نمایش های روحوضی شروع شده و در ادامه به تئاترهای لاله زار
رسیده .
خب هرچیزی پس از مدتی رنگ خودش را می گیرد لاله زار هم از ابتدا اینگونه نبود
سینما قیام هم قبلا محل نمایش فیلم های خوبی بود و الان محل نمایش تئاتر های عامه پسند
شده . مخالفتی برای سرگرمی و سرگرم سازی برای عامه مردم ندارم مشکل این است که
اینگونه نمایش های سطح سلیقه مردم را پایین می اورند بر سینمای ایران به خصوص
کمدی هایش تاثیر می گذارند و ظرفیت های نمایشی سینما را از ان خود می کنند چیزی که
این نوع نمایش را برای مردم جذاب می کند عبور از خط قرمز هاست . این قضیه البته
ریشه در یکی از ویژگی های هنر کمدی دارد در نمایش روحوضی وقتی شخصیت سیاه
حاجی را دست می اندازد دارد از یک خط قرمز اجتماعی عبور می کند .
هارلکن ها هم در کمدی دلارته هم همین کارا رو می کنند . یا وقتی یک رعیت اربابش را
دست می اندازد از خط قرمز عبور کرده و مردم هم عموما خوششان می اید اما کمدی فقط
عبور از خط قرمز نیست .......
محمدی : ببینید تئاترهای کلاسیک و درام های بزرگ بیشتر به شخصیت های بزرگ و
محاسن و زندگی انها می پردازد تئاترهای کمدی و عامه پسند باید به مردم عادی و مسائل و
اشتباه های انها بپردازد .
همین موضوع و اتفاقاتی را که در تئاترهای عامه پسند رخ می دهد می توان تئوریزه کرد
و تئوری های ان را در تئاتر کلاسیک و جدی هم رد یابی کرد من در مورد اصول کلی
صحبت نمی کنم منظورم سطح کارشان است که تماشاگر را بدعادت می کند و سطح سلیقه اش
را پایین می اورد .
محمدی : در این نوع نمایش گاهی مجبوریم برای همراه کردن تماشاگر قطعه ایی یا نکته ایی را
به متن اضافه کنیم مثلا من بخشی از نمایش نامه بابا شمل را وارد متن نمایشم کردم ولی
جواب نداد مجبور شدم برخلاف میل با طنی ام نکته طنزی به ان اضافه کنم
در برخی از نمایش های چون دو سه کمدین رقابت دارند و نمایش را پیش می برند اگر نفر اول
نکته ایی طنز امیز وارد متن کرد نفر دوم هم به طبع ان چیزی اضافه می کند و همین طور ادامه
پیدا می کند . در کارهای من چون دیگران نقش محوری ندارند و به نوعی نقش مکمل محسوب
می شوند بار اصلی به دوش خودم است .
یک مساله دیگر استفاده افراطی موسقی در این نوع نمایش ها است در سالن گلریز نمایشی
دیدم که کار بسیار سخیفی بود و به طور افراطی از موسیقی استفاده شده بود یک
سینتی سایزر گذاشته بودند کنار صحنه با ان بلندگوهای عظیم و صدای بلند که به هر
بهانه ایی قطعه ایی رقص انگیز نواخته می شد چیزی شبیه سالن عروسی شده بود باز
صد رحمت به شما که در نمایش قهوه خانه زری خانوم چند نوازنده تان را که سازهای
سنتی هم دارند تهه صحنه و پشت پرده مستقر کرده بودید ...
محمدی : بهر حال این قضیه به مدیریت سالن هم مربوط می شود مدیریت یک سالن سینما
برخلاف مثلا مدیریت تئاتر شهر ان فرهنگ و دانش و سواد را ندارد یکی از مشکلات
همین است که نمایش های این چنینی وارد سالن های سینما شده است .
به نظر می رسد نظارت بر تئاتر عامه پسند بسیار اسان تر و ساده تر از نظارت بر سینما
و نمایش های جدی است .
محمدی : بله سخت گیری ها کمتر است علتش هم این است که سینما یک سند تصویری است
که می ماند برخلاف تئاتر که اشتباه را می توان در اجراهای بعدی رفع کرد .
با توجه به اینکه مردم ما علاقه زیادی به ملودرام دارند چرا همه نمایش های عامه پسند
فقط کمدی هستند ؟
محمدی : علتش به چند چیز برمی گردد یکی اینکه کارگردان ها معمولا درک درستی از
مقوله ی نمایش ندارند به جای اینکه از کمدی به طرف ملودرام بیایند به سمت بزن و برقص
می روند دوم اینکه می خواهند با کمترین هزینه نمایشی را اجرا کنند و از افرادی به عنوان
بازیگر استفاده می کنند که اصلا تجربه ی بازیگری ندارند اهمیت هم ندارد که دیالوگ ها
کار شده باشد یا بی ربط . بخش مهمش هم این است که به قدری از لحاظ اقتصادی و......
روی جامعه فشار هست که مردم می خواهند تخلیه روانی شوند همین است که این روزها
خنده درمانی مد شده است همین عامل مهمی می شود که با دیالوگ های بعضا بی ربط و
پرت و هجو تماشاگر را به سالن بکشانند البته حالا مردم ترجیح می دهند به جای هزینه کردن
برای سینما و تئاتر با صرف مبلغ اندکی کاری را تهیه کنند و در منزل بارها تماشا کنند .
شما بر خلاف بقیه در کارهایتان از علاقه مردم به ملودرام هم استفاده می کنید ؟
محمدی : من به خاطر علاقه زیادی که به ملودرام دارم از ان هم استفاده می کنم و متن
نمایش هایم تماما کمدی نیست . غیر از خنده و شادی که جذابیت زیادی برای مردم دارد
جذابیت های دیگری هم هست نمایش ما را هم بچه پنج ساله تماشا می کند و هم پیرمرد
هفتاد ساله . قشری که نوع تئاتر ما را انتخاب می کند با تماشاچی تئاتر شهر فرق دارد
تماشاگران تئاتر شهر عمدتا دانشجویان تئاتر هستند ولی تماشاگران ما متعلق به هر
صنف و گروهی هستند و نمی توانیم فقط در یک فضا و ژانر نمایش اجرا کنیم باید
تنوع نمایشی داشته باشیم .
یک نمونه دیگر اشاره های مهوع یه بول و غیط و ادرار و توالت و فرایند گوارش و
گاز معده است ! یا تف کردن در استکان چای و از این جور به اصطلاح افه های کمدی
نمونه سخیفش در فیلم بورات هم بود .
محمدی : همه اینها برمیگردد به خط قرمز ها و محدودیت های ما در متن و اجرا
هنرمندان ما اجازه ندارند اشاره ایی به معضلات و مشکلات حتی جامعه داشته باشند
متاسفانه فضای کاری ما خیلی بسته است مثل حرکت کردن در باجه ی تلفن است به هر
طرف که تکان بخوری قسمتی از بدنت به دیواره ی باجه برخورد می کند .
خط قرمز ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد سیاسی اجتماعی فرهنگی واما الان
مساله این است که بیشتر این کنایه ها سخیف و مهوع و مبتذل شده با وجود همین
نظارت ها و سر دادن شعارهای اخلاقی چطور اجازه این کارها و دیالوگ ها داده می شود ؟
محمدی : همه اینها بر می گردد به روابط و مناسبات پشت پرده افراد و گروها با هم .
نمایش شخصی مثل من که هیچ لابی و ارتباط پشت پرده ایی با کسی ندارم به راحتی
به پایین کشیده می شود و به طور مثال نمایش فلان شخص با وجود همه این پرده دری ها
یک سال یا یکسال و نیم روی صحنه است بدون هیچ نواوری .
البته در نمایش قهوه خانه هم از این چیزها بود این افراطی کارها در نمایش های عامه پسند
نهایتا به ضرر خودش تمام خواهد شد .
محمدی : همین طور است همین الان هم از سوی نهادها و ارگان ها اعتراض های زیادی نسبت
به دیالگوها و حرکت ها انجام می شود ولی افراد همان طور که گفتم به پشتوانه همان مناسبات
و روابط کارشان را ادامه می دهند.
اینکه گفتید نوع تماشاگر ما با تئاتر شهر فرق دارد . در سالن نمایش کاملا پیداست مرا یاد
ترکیب جمعیت حاضر در تشیع جنازه ی مرحوم فردین انداخت متاسفانه کمدی های سینمای
ما هم دارد به همان سمت و سوی این نمایش ها می رود .
محمدی : جشن و فضای این نوع نمایش اینگونه است . به طور مثال فضای کمدی که ایجاد
می شود محیط قدری صمیمانه تر می شود در یک مجلس رسمی هم اینگونه است شما اگر
قدری شوخی کنید خواه ناخواه فضای مجلس را صمیمی تر و در نتیجه ازاد تر می کنید
به هر حال سطح تماشاچی های ما متفاوت ازسطح تماشاگران تئاتر شهر است .
یکی دیگر از جاذبه های نمایش های شما برای تماشاگرتان و نوستالژی است که نمایش های
عامه پسند دیگر از ان استفاده نمی کنند به عنوان مثال حضورتان در نمایش قهوه خانه را
با ترانه ی قدیمی سفر شروع می کنید که برای افراد میانسال و بزرگ سال طیف تماشاگرانتان
خاطره انگیز است .
محمدی : برای جوان های بیست سی ساله هم که دسترسی اسان به ترانه ها و فیلم های قدیمی
دارند هم جالب است این استفاده کاملا اگاهانه است و چون احساس کردم جذابیت دارند انها را
به متن اضافه کردم .
متن ها را خودتان می نویسید ؟
محمدی : بله
بازنویسی متن های موجود است یا خودتان می نویسید ؟
محمدی : گاهی طرحی را کلی به نویسنده ایی سفارش می دم اون از ان طرح نمایشنامه ایی می نویسد
امکان دارد از همه ان متن استفاده نکنم ولی از قسمت های استفاده نشده ایده ها و طرح های جدیدی
می گیرم .
از نمایشنامه دیگران هم استفاده می کنید مثلا بازنویسی و اجرا کنید ؟
محمدی : پیش امده نمایشی را اجرا کردم و موفق بوده حالا همان را با طرحی دیگر اجرا می کنم
مثلا در قهوه خانه 1 شخصیت عرب داشتم که در قهوه خانه 2 ان را به شخصیت انگلیسی تغییر
دادم . این نمایش اکنون با عنوان ازدواج در قهوه خانه روی صحنه سینما تئاتر کانون است .
قبول دارید که تئاتر عامه پسند روی سینمای ایران تاثیر گذاشته است ؟
محمدی : بله کاملا تئاتر عامه پسند از خلاء موجود در سینما استفاده کرده و حالا دارد ان را پرورش
می دهد ان خلاء طرز تفکری بود خنده را مذموم می دانست .
الان تئاترهای عامه پسند دارند در این حرکت خزنده سالن های سینما را اشغال می کنند واقعا جای دیگری
برای این نمایش ها نیست ؟
محمدی : نه ما کمبود سالن داریم . الان نهادها و ارگان هایی هستند که سالن هایی در اختیار دارند که
شاید در سال یکی دو مرتبه از انها استفاده می شود و بقیه طول سال دارن خاک می خورند اما حاضر
نیستند ان را حتی برای درامد زایی در اختیار دیگران قرار بدهند در اوایل دهه هفتاد برخی هتل ها
سالن های خودشان را برای اجرای نمایش در اختیار هنرمندان قرار می دادند و افرادی نظیر
اصغر زمانی در هتل ها برنامه داشتند . متاسفانه مدیریت هتل ها به خاطر پایین امدن سطح هتل
مثلا از پنج ستاره به چهار ستاره دیگر حاضر نیستند چنین کاری انجام بدهند .
فیلم زیاد می بینید ؟
محمدی : بله اما خوره ی فیلم نیستم .
فیلم کمدی چطور ؟
محمدی : نه اتفاقا اهل فیلم کمدی نیستم شاید به این دلیل که خودم کمدی کار می کنم و ریتم کمدی را
بهتر می شناسم . غالبا کمدین های ما شناختی از کمدی و ریتم در فیلم کمدی ندارند و بیشتر فیلم های
کمدی ما به سمت هزل و هجو حرکت می کنند . برخلاف همه سبک های هنری کمدی بیشتر از
همه ریتم دارد .
کمدین مورد علاقه هم دارید ؟
محمدی : ایده های مهران مدیری را دوست دارم همین طور نوع کار رضا عطاران را می پسندم .
خارجی ها ؟
محمدی : ازخارجی ها چاپلین را خیلی دوست دارم همین طور سبک بازی جیمی کری .
شنیده ام بعضی از تماشاگران بارها به تماشای نمایش های شما می ایند .
محمدی : خیلی زیادند من کسی را می شناسم که 85 بار برای دیدن یک نمایش من امده است
خانمی در یک تصادف همسر و دو فرزندش را از دست داده و حدود سه سال دچار افسردگی بود
به پیشنهاد نزدیکانش به تماشای نمایش ما امده بود از پرده دوم بود که شروع به خندیدن کرد
در پایان این نمایش برادر این خانوم به پشت صحنه امده بود و از من تشکر می کرد می گفت
ما فکر می کردیم خواهرم دیگه هیچ وقت نمی خندد .
ایا به تحول در کارتان فکر کرده اید ؟
محمدی : بله در همین نمایش جدیدی که قرار است اجرا کنیم سطح کمدی نمایش کمتر و درام
ان بیشتر شده است .
و نکته دیگر ..... ؟
محمدی : فقط از دوستان خواهش می کنم جایگاهشان را بشناسند و پا به محله هایی نگذارند
که محله خودشان نیست مثلا یک بازیگر معمولی قصد طنز پردازی دارد یا دست به گارگردانی
می زند . مطئنم که اگر جایی که واردش می شوید محله خودتان نباشد و اشنایی کامل به ان
نداشته باشید یا گم می شوید یا سر در گم . قبل از ورود به هر محله اول ان را بشناسید
بعد وارد شوید . کمدی شاید کار سختی نباشد اما کار بسیار بزرگی است .
( پایان )
پیام بهزاد محمدی