X
تبلیغات
سایت رسمی بهزاد محمدی کمدی استار تئاتر

پیام بهزاد محمدی

بنده هیچ صفحه ای در فیس بوک نداشته و وجود صفحاتی مرتبط با من در فیس بوک کاملا جعلی و سوء استفاده میباشد . لذا در صورت مشاهده ما را مطلع سازید و لینک آن صفحه را برای ما ارسال فرمایید تا مورد پیگرد قانونی قرارگیرد
متشکرم................ قابل توجه بازدیدکنندگان : سایت ما بامرورگر اکسپلورر سازگاری ندارد مخصوصا قسمت گالری عکس ها خواهشمندیم برای مشاهده بدون مشکل از سایت از مرورگر های دیگری استفاده نمایید


اریکه ایرانیان




اجرای مجدد نمایش کمدی ازدواج در قهوه خانه ( همت و سالار )




اطلاعات سانس ها :


شنبه تا جمعه یک سانس ساعت 21


قیمت بلیط نمایش : 20000 تومان


هم اکنون بلیط نمایش پیش فروش می شود 


رزرو بلیط نمایش حضوری و یا از طریق پیک 


safe avale saite.jpg


عکس یادگاری با خواننده پاپ آقای حمید اصغری

۱۹ مرداد حضور  آقای حمید اصغری در نمایش  کمدی همت سالار

 


مصاحبه خانم بهنوش بختیاری با بهزاد محمدی

 

 ۱۴ مرداد ۹۲

 

مصاحبه  داغ  تصویری خانم  بهنوش بختیاری با بهزاد محمدی  در برنامه  زندگی مدرن

 

به همراه پشت صحنه نمایش کمدی همت سالار

 

 

حجم این فایل mb 40


استقلالی ها

لطفا برای مشاهده عکسها روی متن کلیک فرمایید.

 

 

 

 

22 تیر حضور بهزاد و احسان محمدی در تمرینات تیم استقلال

 

 

 

28 تیر حضور استقلالی ها در نمایش کمدی همت سالار

 


دو مصاحبه داغ و جدید با بهزاد محمدی

داغ و خواندنی و جدید سی ابان ۹۱

 

 دو مصاحبه داغ و جذاب در ماه ابان۹۱ با

ستاره کمدی ایران  بهزاد محمدی انجام شد

 

مصاحبه با بهزاد محمدی مجله زندگی ایده ال تاریخ ۲۸ ابان

  برای مطالعه اینجا کلیک کنید

 

مصاحبه با بهزاد محمدی مجله خانواده سبز تاربخ ۲۳ ابان

  برای مطالعه اینجا کلیک کنید .


صحبت بهزاد در خصوص بی اعتبار بودن سایت سایه ماندگار

  

بهزاد محمدی با قاطعیت اعلام کرد

 

 نویسندگی و کارگردانی

 

 نمایش کمدی ازدواج در قهوه خانه فقط متعلق به اینجانب بوده و هست

 

و با کسانیکه برای منافع شخصی خود و سو استفاده از من .

 

 نام خود را در سایت های خبری و مطبوعات به عنوان

 

نویسنده ی این نمایش معرفی کرده اند برخورد قانونی می نمایم و حتی

 

 کلیه اشخاصی که در این موضوع شریک بوده اند را به پای دادگاه محاکمه می کشانم

 

 

 و کلا سایت سایه ماندگار

 

 هیچگونه حقی در خصوص درج مطالب و عکس های بهزاد محمدی را نخواهد داشت و هر مطلبی در خصوص ما در این سایت معتبر نیست .

 

در اخر بهزاد محمدی خاطر نشان کرد :

 

 هر کسی هر خبری را در رابطه با من و کارهای من می خواهد

 

 مراجعه به سایت رسمی من داشته باشد

 

 ادرس سایت :

 

http://behzadmohammadi.ir

 

برای دریافت جدیدترین اخبار در خصوص کارهای بهزاد محمدی

 

 لطفا عضو سایت بشید و همچنین برای دریافت اطلاعات نمایش ما

 

از طریق موبایل به شماره سامانه ما  sms   ارسال نمایید

 

( ۱۰۰۰۹۶۹۶ )  

                                              متشکرم 

 

تاریخ :  سه شنبه ۲۳ خرداد ۹۱


بی مهری با بهزاد محمدی

اميررضا اميرشاهي

 

بی مهری با بهزاد محمدی

 

تاریخ ۹ خرداد ۹۱

 

90: بزرگي مي‌گفت: گاهي براي آن كه «دشمن» داشته باشي، حتما لازم نيست

 

 كار خاصي عليه ديگران انجام دهي. همين كه در جايي يا كاري به موفقيت برسي

 

سر و كله «دشمنانت» پيدا مي‌شود.

حالا حكايت «بهزاد محمدي » نيز مصداق بارز همين گفته است. كمدين دوست

 

 داشتني كه بيش از يك دهه هر شب؛ در سالن‌هاي مختلف كلان شهر تهران،

 

 ميزبان دوستدارانش بوده است، اينك در شرايطي متهم به عبور از «خط قرمز»

 

 ارزش‌ها است كه بدون شك ركورددار جذب مخاطب در تئاتر ايران است.

 

 

اين درست كه نمايش‌هاي بهزاد فارغ از هزار توي فلسفه يا آزاد از طعنه‌هاي

 

 جهانشمول هستند، اما چه كسي چنين قانوني وضع كرده كه تئاتر «الزاما» به

 

 كارهايي گفته مي‌شود كه نشاني از بكت، پروست، يا برشت واگزوپري داشته

 باشند؟

همان طور كه هر كشوري در كنار وكيل و وزير و جراح و سرمايه‌دار، معلم و كارگر و

 

 رفتگر نيز مي‌خواهد، تئاتر يا سينما را هم نمي‌توان خلاصه در يك سري آثاري دانست

 

 كه صرفا مورد تاييد جامعه سخت‌گير منتقدان هستند.

 

با اين اوصاف، به نظر مي‌رسد حمله برخي دوستان به كارهاي محمدي جنبه تسويه

 

 حساب شخصي داشته باشد، زيرا سياست «غير ارزشي قلمداد كردن يك اثر

 

 هنري» شيوه مشترك همه آدم‌هايي است كه به هر دليلي تحمل ديگران را ندارند.

 

 

چنين دغدغه‌اي گاهي به منزله توهين به شعور اكثريت است، زيرا كساني نگران

 

 سرنوشت مخاطبان آثاري نظير نمايش‌هاي بهزاد محمدي هستند كه نمي‌دانند اگر

 

 كارهاي او صرفا در جهت ترويج تحريكات جنسي (!) باشند، نه مي‌توانند در چند دوره

 

 مختلف از وزارت ارشاد مجوز بگيرند و نه قادرند بيش از يك دهه مردم را در حالي به

 

 سالن‌ها بكشانند كه مي‌دانيم خريدن يك نسخه DVD فيلم‌هاي روز دنيا فقط

 

1000 تومان خرج دارد و امكان تفريح كم هزينه‌تري را در اختيار مردم مي‌گذارد.

 

همين كه مردم سخت‌گير و سخت پسند ما در دهه مشكلات اقتصادي و معيشتي

 

 هزينه‌هايي از قبيل خريد بليت 10 الي 15 هزار توماني و ترافيك و ساير معضلات

 

 رفتن به تئاتر را تقبل مي‌كنند و از ميان آن همه فيلم و اين همه نمايش، كارهاي

 

 محمدي را برمي‌گزينند، اين به معناي سياست درست اداره نظارت و ارزش‌يابي در

 

 تاييد نمايشي است كه خوشبختانه يا متاسفانه با ذائقه اكثريت هم خواني دارد.

 

يادمان باشد همين كه مي‌توان دو ساعت در سالن نمايش نشست و همه غم‌هاي

 

 دنيا را به فراموشي سپرد و يك دل سير خنديد، اين به معناي آن است كه بهزاد و

 

 تيمش به درستي از عهده كارشان برآمده‌اند، پس بيهوده سنگ اندازي نكنيم و به

 

 خاطر انگيزه‌هاي شخصي، فرصت دو ساعت خنديدن را از مردمي كه احساس

 

 مي‌كنيم بيشتر و بهتر از آنها درباره اخلاقيات مي‌دانيم، نگيريم.


بهزاد محمدی به انتقادات اخیر از تئاترخود پاسخ داد
 تعطیلی تئاتر کمدی ازدواج در قهوه خانه

 

بهزاد محمدی به انتقادات اخیر از تئاتر خود پاسخ داد

 

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

 

 تاریخ  پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۹۱

 

 تعطیلی موقت تئاتر «ازدواج در قهوه خانه زری خانم» در پی درج گزارشی مغرضانه در
  یکی از خبرگزاریهای کشور بازتاب گسترده ای در جامعه هنر و تئاتر و همینطور اقشار
  مختلف جامعه داشت.
 به گزارش صباایران ،طی چند روز گذشته یکی از خبرگزاریها با درج یک گزارش
   انتقادی و با عنوان و تیتر:
شوخی های رکیک جنسی و جای خالی شورای نظارت! به نمایش طنز و کمدی
 «ازدواج در قهوه خانه زری خانم» باد انتقاد گرفت و با قضاوتی یکسویه باعث شد که
 شورای نظارت و ارزشیابی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این تئاتر پر
 مخاطب را به حالت تعلیق موقت در بیاورد. این خبر تاجایی پیش رفت که روز دوشنبه
 گذشته همان خبرگزاری مجددا با انتقاد شدید الحن از معاونت هنری ارشاد و نیز
 شورای نظارت وزارت خانه متبوع اینبار نوک پیکان انتقادش را نثار آنها کرد که البته این
 بار واکنش مستقیم بهزاد محمدی بازیگر و کارگردان نمایش مذکور و همچنین جمعی
 از ایثارگران هشت سال دفاع مقدس را در پی داشت. بهزاد محمدی در این رابطه در
 گفتگو با خبرنگار راه مردم گفت: من نمی دانم که غرض ورزی دیگر تا چه حد؟! آیا
 دوستان به ما هم اجازه دفاع از حق و حقوقمان را می دهند یا خیر؟ روی صحبت من
 با دوست خبرنگاری است که وقایع نگاری خلاف وغیرقانونی را از طریق ضبط صدای
 تئاتر در حین اجرا را بدون اجازه برای خود داشته و آنرا رسانه ای کرده شما که دم از
 حقیقت نویسی و نگارش وقایع مستند می زنید آیا بجا نبود قبل از اینکه موضوع مورد
 نظر رسانه ای شود، نکات قابل بحث و اگر اشتباهی نیز در کار اجرای صحنه بود در
 ابتدای امر به بنده که کارگردان و بازیگر اصلی این تئاتر بودم، گوشزد می کردید؟ چرا
 شما اصطلاحاً یکطرفه به قاضی رفته اید و برای خودتان بریده اید و دوخته اید؟ آیا
 شما دوست عزیز! به سایت نظرسنجی مردمی این تئاتر بعد از درج خبر در خبرگزاری
 محترمتان مراجعه کرده اید؟ اگر به خود شما نیز تهمتی ناروا زده شود سکوت اختیار
 می کنید و به دفاع نخواهید پرداخت؟ به شما باید عرض کنم که خوشبختانه هدفی
 را که بدنبال آن بودید به حقیقت و واقعیت تبدیل شد و در حال حاضر پس از گذشت
 حدوداً 10 روز از تعطیلی موقت تئاتر «ازدواج در قهوه خانه زری خانم» نزدیک به
30 نفر از نان خوردن افتاده اند و قطعاً ثوابش به شما رسیده! ای کاش اگر قصد انتقاد
 در حوزه حرفه ای تئاتر آزاد را در دستور کارتان قرار داده اید انجمن تئاتر آزاد و
 مدیریت اش را نیز مورد وثوق تحقیق و کاوش جا نمایی کنید!

قشر خبرنگار به پاس قداست قلم و نوع خدمتی که به من و امثال من هنرمند و سایر
 اقشار جامعه انجام می دهد برایم بسیار قابل احترام و مقدس بوده و یکی از
 افتخارات زندگی من آشنایی با برخی از دوستان از اصحاب رسانه و مطبوعات است
 که همواره آنرا به فال نیک می گیرم.

مخلص کلام «این نیز بگذرد... و قضاوت با مردم. در ادامه این گفتگو، دبیر ستادغدیر
 استان تهران و جمعی از ایثارگران هشت سال دفاع مقدس نسبت به تعطیلی تئاتر
 مذکور واکنش نشان داده و خواستار تجدید نظر در رأی صادره از سوی شورای نظارت
 و ارزشیابی وزارت ارشاد شدند. حمیدرضا اسکندری دبیر ستاد غدیر استان تهران در
 گفتگو با راه مردم ضمن انتقاد از مطلب انتقادی خبرگزاری مذکور که به تعطیلی تئاتر
 ازدواج در قهوه خانه زری خانم منتج گردید، گفت: نمی دانم که دلیل این غرض ورزی
 ها چیست. اینکه یک هنرمند جامعه بتواند از قابلیتهای طنز خود در راستای شادابی
 و نشاط و نیز پرکردن اوقات فراغت مردم فعالیت کند و خنده را به آنها هدیه دهد
 کجایش مشکل شرعی دینی و مذهبی داشته و دارد؟ آیا پیرزنی که بعد از دیدن تئاتر
 می آید و می گوید من پس از یک دوره افسردگی طولانی مدت چندین ساله امشب
 از ته دل خندیدم، آیا ثوابش کمتر از زیارت خانه خدا است؟! بوده اند افرادی که پس از
 دیدن این تئاتر و امثال آن حداقل طی 2 ساعت اجرای برنامه گرفتاری ها و مشکلات
 زندگی خود را فراموش کرده  و خنده درمانی کرده اند.
اسکندری در ادامه گفت: حتما باید امثال ایشان بروند و از کشور خارج شوند با
 پیشنهادهای بیگانگان مواجه شوند و وطن فروشی کنند و آنوقت قدرشان را بدانیم؟
 به نظر بنده باید به این قشر احترام ویژه ای قائل شد چرا که در قالب هنر و طنز
 کلامی خنده را به مردم جامعه که خنداندن آنها بسیار بسیار سخت است به راحتی
 هدیه می دهند و کسب روزی می کنند و چه ارزشی از این بالاتر؟

اسکندری در پایان گفت: امیدوارم شخص محترم وزیر ارشاد و معاونت هنری و شورای
 نظارت و ارزشیابی در رای صادره تجدید نظر نموده تا عده ای که در کنار این مجموعه
 از رزق و روزی افتاده اند دوباره بر سرکار خود بازگردند. باید بگویم بنده به عنوان یکی
 از سربازان کوچک این نظام در دوران هشت سال دفاع مقدس و نیز تنی چند از
 همسنگران از مسئولین درخواست میکنم که به مسئله بوجود آمده با دیدی
 حرفه ای و نگاهی خوشبینانه ورود کنند و با رایی مسالمت آمیز خاری بشوند بر
 چشم دشمنان و بیگانگانی که نمی توانند خنده و نشاط مردم شهید پرور و ولایت
 مدار ایران اسلامی را ببینند. والسلام.........

واکنش بهزاد محمدی به شبکه من و تو

تاریخ ۱۵ اسفند ۹۰

 تحریف صحبت‌های «بهزاد محمدی» در شبکه «من و تو»

 

 

 «بهزاد محمدی» کمدین تئاتر با اشاره به تحریف صحبت‌هایش در شبکه «من و تو1» مبنی بر اختلاف با وزارت ارشاد و شرکت در انتخابات، گفت: شبکه «من و تو1» با پخش بخش‌هایی از صحبت‌های من، نتیجه دلخواه خود را از حرف‌هایم گرفت.

 «بهزاد محمدی» کمدین تئاتر در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در توضیح اظهارات خود در کلیپی که از سوی برنامه شبکه «من و تو 1» پخش شد، بیان داشت: بنده نمایش «ازدواج در قهوه‌خانه زری خانم» را در سینماهای آزاد اجرا می‌کنم، در یکی از این اجراها روی سن آمدم و در صحبت با تماشاگران نمایش چند جمله گفتم. ‌من در جملات خود ابتدا گفتم، خیلی‌ها می‌خواهند چوب لای چرخ ما بگذارند، البته اصلاً منظورم وزرات ارشاد نبود و در جمله بعدی‌ام نیز ادامه دادم: وزارت محترم ارشاد چهار کارشناس خود را برای بازبینی این نمایش فرستادند و کار ما دوباره تأئید شده است. دقت کنید من از لفظ محترم برای این وزارت استفاده کردم و همان‌طور که همه می‌دانند هیچ مشکلی با وزارت ارشاد ندارم.

این کمدین تئاتر افزود: من 15 سال است که در تئاتر این مملکت کار می‌کنم و به نظرم بالاترین فریضه بعد از نماز، شاد کردن دل مردم است. هرگز در سیاست و موارد اعتقادی ورود پیدا نکردم، اما در آن صحبت‌هایم با تماشاگران نمایش گفتم: ما باید خودمان تحقیق کنیم و به کسانی که صلاحیت دارند رأی بدهیم و به هر کسی تو سر ما می‌زند نگوییم چشم.

محمدی ادامه داد: اما در برنامه «سالی تاک» شبکه «من و تو»، تنها با پخش قسمتی از این جمله که «چرا باید هر کسی توی سر ما می‌زند بگوییم، چشم؟» و همچنین گذاشتن این جمله کنار جمله اول من مبنی بر اینکه «خیلی‌ها چوب لای چرخ ما می‌گذارند»،‌ گفتند: وزارت ارشاد چرا این‌قدر به این آقای محمدی ما گیر می‌دهید؟

من در پاسخ به این خانم مجری باید بگویم، من هیچ مشکلی با وزارت ارشاد ندارم و نمایش‌های من سال‌هاست در حال اجراست.

محمدی خاطرنشان کرد: من در اظهاراتم در درجه اول مردم را دعوت و تشویق به حضور در انتخابات و در مرحله دوم از وزرات ارشاد به خاطر بازبینی کارم، تشکر کردم. 

وی در پایان تأکید کرد: در چند سال اخیر، شبکه‌های زیادی از این دست برای همکاری به سراغ من آمدند، اما من به طور کل تمام پیشنهادهای همکاری را رد کردم، زیرا بر این اعتقادم که تنها برای مملکت خود کار کنم و باید بگویم تمام عشق من، به خانواده و مملکتم ایران است و بس.


کلیپ و عکس های مجموعه جدی نگیرید

کلیپ های هنرنمایی بهزاد محمدی در جدی نگیرید به همراه

عکسهای این مجموعه طنز به سایت افزوده شد

 

 برای مشاهده عکسهای جدی نگیرید اینجا کلیک کنید

     برای دانلود کلیپ های جدی نگیرید اینجا کلیک کنید

 

مجموعه جدی نگیرید : زمان پخش سال ۱۳۷۶

 به مجری گری زنده یاد منوچهر نوذری

با حضور گرم بهزاد محمدی - عباس محبوب - مهران امامی - علیرضا جاوید نیا -منوچهر اذری و ...........


عکس و دانلود کلیپ حضور بهزاد در برنامه جمع ما شبکه 2 سیما

  گفتگویی با بهزاد محمدی و محمود موسوی

 در برنامه زنده جمع ما شبکه ۲

به مجری گری ازاده نامدار تاریخ ۱۴ ابان ۹۰ ساعت ۲۱

 

مشاهده بزرگنمایی کیلیک روی عکس

 

 دانلود گفتگو با بهزاد در برنامه جمع ما اینجا 

 

  مشاهده عکس های گفتگو با بهزاد برنامه جمع ما اینجا 


مصاحبه شیرین رضا رشید پور با بهزاد محمدی در جنگ نوروز 90

جنگ نوروز ۹۰

 مصاحبه جذاب شیرین جنجالی رضا رشید پور با بهزاد محمدی

عکسهای این برنامه را در گالری عکس مشاهده کنید

 دانلود کامل این مصاحبه را از بخش دانلود سایت دریافت کنید

 

 

برای مشاهده بزرگنمایی تصویر روی عکس کیلیک کنید

 

 این مجموعه به صورت دی وی دی هم اکنون در بازار موجود می باشد

با حضور محبوب ترین خوانندگان و ستارگان تئاتر و سینمای ایران


اکران فیلم سینمایی اژانس ازدواج در سینماها از 17 بهمن 89

  اکران فیلم سینمایی اژانس ازدواج در کل سینماهای تهران از ۱۷ بهمن

در بخش خارج از مسابقه بیست ونهمین جشنواره فیلم فجر

 

لیست سینماهایی که فیلم اژانس ازدواج را به اکران گذاشتند

  سینما اریکه ایرانیان ۵شنبه ۲۱ بهمن سانس دوم  ساعت ۱۵

 سینما ازادی             جمعه ۲۲ بهمن سانس اول ساعت ۱۲:۳۰

 سینما شهر قصه      جمعه ۲۲ بهمن سانس پنجم ساعت ۲۱:۳۰

 سینما استقلال         چهارشنبه ۲۰ بهمن سانس چهارم ساعت ۲۰

 سینما بهاران           شنبه ۲۳ بهمن  سانس اول ساعت ۱۶

 سینما بهمن۱          سه شنبه ۱۹ بهمن سانس پنجم ساعت ۲۱

 سینما بهمن ۲         سه شنبه ۱۹ بهمن  سانس پنجم ساعت ۲۲

 سینما جوان ۱         جمعه ۲۲ بهمن     سانس اول ساعت ۱۳

 سینما شکوفه         سه شنبه ۱۹ بهمن سانس اول ساعت ۱۳

 سینما فرهنگ ۱       شنبه ۲۳ بهمن   سانس سوم ساعت ۱۷

 سنما ماندانا              شنبه ۱۹ بهمن   سانس چهارم ساعت ۱۹

 سینما پردیس تماشا  شنبه ۲۳ بهمن     سانس اول ساعت ۱۵

 سینما پردیس راکا      یکشنبه ۱۷ بهمن سانس اول ساعت ۱۵:۳۰

 سینما پردیس ملت۱     سه شنبه ۱۹ بهمن سانس اول ساعت ۱۳

 سینما پردیس زندگی ۲  ۵شنبه ۲۱ بهمن   سانس سوم ساعت ۱۸

 سینما موزه سینما۲         شنبه ۲۳ بهمن  سانس چهارم ساعت ۲۰

سالن شماره ۵ مرکز همایش های برج میلاد و اخرین روز اکران فیلم اژانس ازدواج

          یکشنبه ۲۴ بهمن    سانس اول    ساعت ۱۱:۳۰    

 این امار طبق سایت فجر فستیوال در سایت قرار گرفته است

فیلم سینمایی کمدی اژانس ازدواج در نوبت اکران سینماها قرار گرفت است

 و  به زودی یه اکران عمومی گذاشته خواهد شد .


فیلم سینمایی اژانس ازدواج با هنرمندی بهزاد محمدی به جشنواره فیلم فجر می رود

فیلم سینمایی اژانس ازدواج با هنرمندی بهزاد محمدی

 

برای بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر اماده شد

 

اژانس ازدواج پروانه نمایش گرفت :

 

فیلم سینمای اژانس ازدواج از وزارت ارشاد اسلامی پروانه نمایش گرفت

 

تا در جشنواره فیلم فجر به نمایش در اید .

 

اژانس ازدواج اخیرا در شورای پروانه نمایش اداره کل ارزشیابی و نظارت

 

مورد بازبینی قرار گرفت و بنا به تشخیص کارشناسان شورا پاره ایی موارد

 

اصلاحی برای فیلم مذکور مقرر گردید .

 

تهیه کننده اژانس ازدواج نیز در اسرع وقت نظرات عزیزان شورا را تماما

 

در فیلم لحاظ نمود و نسخه جدید اصلاح شده هفته گذشته تقدیم اداره کل نظارت

 

گردید . بدین ترتیب بر اساس اقدامات انجام یافته فیلم سینمایی اژانس ازدواج

 

پروانه نمایش خود را دریافت نمود و در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر

 

نسخه نهایی نمایش عمومی عرضه خواهد شد .

 

بر اساس مقررات جشنواره فیلم فجر اژانس ازدواج می توانست مانند

 

سایر اثار شرکت کننده قبل از هرگونه اصلاح و یا دریافت پروانه نمایش

 

عمومی به معرض نمایش گذاشته شود ولی سازنده اثر ترجیح داده است

 

تا نسخه نهایی نمایش عمومی این فیلم به جشنواره عرضه شود

 

تیتراژ کمیک انیمیشن - کیلیپ های شاد - فضاهای مفرح و قصه ساده

 

و روان اژانس ازدواج مختصات اولیه این فیلم است .

 

بهزاد محمدی یکی از بازیگران اصلی این اثر همزمان با اکران فیلم

 

تئاتر کمدی خود را اجرا خواهد کرد .

 

. محسن درمنش تدوین این فیلم را انجام داده

 

و خواننده و ترانه سرای اژانس ازدواج محمد جواد کمالی است

 

علی نوری صداگزار و سعید شعبانی اهنگساز این فیلم هستند

 

کارگردان «هيام» درباره جديدترين فيلم خود که در ژانر کمدي

 

ساخته مي‌شود، اظهار کرد: «آژانس ازدواج» طنز نيست بلکه يک

 

 کمدي متفاوت و مفرح است. استدلال ما اين است با اين فيلم

 

کميک تبسم را بر لبان مخاطب بنشانيم. همچنين در اين فيلم سعي

 

 شده مضمون رو نباشد از اين رو پيام مستقيم و شعاري نخواهيم

 

داشت تا تماشاگر به سختي به آن‌ها پي‌ببرد.

 

 بر اساس این گزارش اژانس ازدواج فرم شرکت در بیست و نهمین

 

جشنواره فیلم فجر را پر کرده و به زودی اماده نمایش می شود

 

 بهزاد محمدی - بهنوش بختیاری - امید زندگانی - شراره رخام و ........

 

بازیگران این فیلم هستند فیلنمامه این فیلم را احمد احمدی نوشته و

 

پیمان عباسی مشاور فیلمنامه بوده است .

 

اژانس ازدواج پنجمین فیلم محمد درمنش در مقام کارگردانی است

 

بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در بخش های مختلف

 

از تاریخ 17تا 26 بهمن در تهران و همزمان در استان های مختلف

 

کشوربرگزار می شود . به گزارش فیلم نیوز و به نقل از ستاد

 

اطلاع رسانی امور جشنواره های فیلم زمان نهایی دریافت نسخه اولیه

 

اثار ارائه شده به بخشهای مختلف جشنواره بیست و نهمین فیلم فجر

 

30 اذره ماه جاری تعیین شده است و سازندگان اثار تا این زمان

 

فرصت دارند نسخه اولیه اثر خود را در قالب نسخه 35 میلی متری یا

 

دی وی دی به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند


فیلم سینمایی اژانس ازدواج

عکسهای این فیلم را در گالری عکس مشاهده نمایید

 

دومین کار سینمایی

 بهزاد محمدی ۱۸مرداد جلوی دوربین فیلم برداری رفت

درمنش «آژانس ازدواج» را با بهزاد محمدي كليد زد

بهزاد محمدی اژانس ازدواج تاسیس می کند

 

پایان فیلم برداری اژانس ازدواج

 

فیلم برداری این فیلم ۱۸ مرداد شروع شد و ۲۴ شهریور به پایان رسید  

 «آژانس ازدواج» به تهيه كنندگي و كارگرداني محمد درمنش پس از سپري شدن دوازده

 جلسه فيلمبرداري در لوكيشن‌هاي اصلي، يك سوم از برنامه فيلمبرداري را پشت سر

 گذاشت و فيلمبرداري ديگر سكانس‌هاي فيلم در تهران گرفته شد

فیلمبرداری قسمت های مربوط به جشن ازدواج فیلم "آژانس ازدواج" روزهای گذشته در

ویلایی در گوهردشت کرج با حضور بهزاد محمدی ، امید زندگانی، امیر غفارمنش و

 مهران رجبی  انجام شد 

براساس برنامه تعيين شده قبلي تابه‌حال مشكلي در روند فيلمبرداري وجود نداشته و

 سكانس‌هاي مفرح و شادي در لوكيشن‌هاي «آژانس ازدواج» فيلمبرداري شده است.

 

 (  اخرین سکانس این فیلم  )

 

«آژانس ازدواج» در درياچه نمك تمام شد
 
 آخرين سكانس فيلم سينمائي «آژانس ازدواج» به تهيه كنندگي و كارگرداني محمد درمنش
 
 در حاشيه درياچه نمك قم فيلمبرداري شد.

فيلمبرداري اين فيلم پس از سپري شدن 34 جلسه به پايان رسيد. 

ايده اوليه و همچنين فيلمنامه «آژانس ازدواج» فضايي كاملا شاد و مفرح داشته

 و فصل‌هاي موسيقائي، جشن و همچنين كليپ‌هاي متفاوتي

 در فيلم تدارك ديده شده است. 

«آژانس ازدواج» پنجمين فيلم محمد درمنش در مقام كارگردان است كه فيلم‌هاي دوشيزه،

هيام و ماه‌وش را روي پرده سينماها و فيلم سينمائي «معبد جان» را

در جشنواره فيلم فجر داشته است. 

در اين پروژه، بهزاد محمدي، اميد زندگاني، بهنوش بختياري، شراره رخام،

مهران رجبي، امير غفارمنش، آرزو افشار، گيتي ساعتچي،

 آزاده رياضي، ملكه رنجبر، فرزاد حاتميان، ساعد

هدايتي بازي دارند و در مرحله اول فيلمبرداري جلوي دوربين رفتند

«آژانس ازدواج» در ژانر سينماي كمدي تعريف شده و فضايي

مفرح و شاد را شامل مي‌شود.

براساس اين گزارش، فيلمنامه مذكور را احمد رحماني به رشته تحرير در آورده و پيمان

عباسي به عنوان مشاور فيلمنامه گروه سازنده را به نحو شاياني ياري نموده است.

در خلاصه داستان اين فيلم آمده: آژانس ازدواجي آگهي مي‌نمايد، تضميني هر دختري را

ظرف يك هفته به خانه بخت مي‌فرستد مشروط به آنكه ...

حوادث قصه تماماً در محيط شهري مي‌گذرد.

حاصل تعامل مخاطب در اكران اخير «ماه وش»

و همچنين نحوه ارتباط ببيننده در اكران جشنواره‌اي فيلم «معبد جان» كمك كرده

تا كارگردان اين آثار «آژانس ازدواج» را هر چه مخاطب پسندتر رصد نمايد.

«تهران» لوكيشن اصلي فيلم است و بعضي از سكانس‌ها نيز

در حومه تهران فيلمبرداري شد. بازيگران نام آشناي سينما و تئاتر و به ويژه

چهر‌ه‌‌هاي سينماي كمدي نقش‌هاي اصلي اين كار به عهده دارند.

عوامل پروژه عبارتند از: طراح گريم: غلامرضا جهانمهر،

طراح صحنه و لباس: آذر شباني‌نژاد،

مدير توليد: مهدي درمنش، مدير فيلمبرداري: هاشم عطار، مدير صدابرداري: جعفر عليان،

منشي صحنه: زهرا درمنش، مدير صحنه: فرزين نوبراني، دكوراتور: محمد رسولي،

مجري طرح: محسن درمنش، عكاس: رسول صفي‌زاده.


تصویربرداری فیلم سینمایی با من شوخی نکن به اتمام رسید

حضور بهزاد محمدی برای اولین بار در فیلم سینمایی کمدی

 ( مشاهده عکسهای این فیلم در گالری عکس  )

فیلم سینمایی با من شوخی نکن

برای شبکه نمایش خانگی اماده می شود

فیلم برداری این فیلم از ۹خرداد شروع شد و ۲۷ خرداد پایان یافت

با پايان يافتن تصويربرداري فيلم  سینمایی ویدئویی

با من شوخی نکن به کارگردانی محسن منشی زاده

تدوین این فیلم به نیمه رسید

تصویربرداری این فیلم در محله مولوی یک شنبه

 با ضبط فینال فیلم به پایان رسید

در اخرین روز تصویربرداری همه بازیگران اصلی

در صحنه عروسی حضور داشتند

تدوین این فیلم به نیمه رسیده و کار موسیقی و صداگزاری

 فیلم نیز به  غلامرضا صادقی نیز سپرده شد

تا هرچه سریعتر مراحل فنی فیلم به پایان برسد

تصویربرداری فیلم طبق برنامه ریزی انجام شده

۲۵ جلسه به صورت HD انجام شد .

بهزاد محمدي، رضا شفيعي‌جم، مرجانه گلچین ناصر گيتي‌جاه،

 احمد پورمخبر، محمود بهرامي، عباس محبوب، كامران فيوضات،

حليمه سعيدي و يوسف تيموري

 ايفاي نقش‌هاي اصلي فيلم را برعهده دارند.


«بامن شوخي نكن» از مضموني كمدي ـ اجتماعي برخوردار است،

 داستان «با من شوخي نكن» درباره پيرمرد متمولي است كه در غسالخانه

 به دنيا بازمي‌گردد. او شب هنگام در خواب برادرش را مي‌بيند كه

كارهاي بد او را از جمله نزول‌خواري و سرراه قراردادن بچه‌هايش را

 به او متذكر مي‌شود و تاكيد مي‌كند تنها تا ده روز ديگر مهلت دارد.

پيرمرد به دنبال جبران مافات برمي‌آيد و از پرستارش

 مي‌خواهد تا در اين راه به او كمك كند.

عوامل توليد اين پروژه عبارتند از:
نويسنده فيلمنامه:عباس مراديان /تهيه كننده و كارگردان: محسن منشي‌زاده/ مجري طرح: سيدكمال طباطبايي/ مدير تصويربرداري:حسين كريمي/ صدابردار: رضا تهراني/ طراح صحنه و لباس: آزاده قوام/ طراح گريم: فاطمه سنجراني مدير توليد: ناصر ريحان صفت/ مدير برنامه‌ريزي: پيام حنفي/ دستيار كارگردان: كوروش اشرف احمدي/ منشي صحنه: مهتاب شهرابي/ عكاس: مهدي حيدري/ مدير تداركات: رضا مژدهي.

اماده برای پخش :

«با من شوخي نكن»؛ بازگشت به زندگي در غسالخانه!
فيلم ویدیویی «با من شوخي نكن» به كارگرداني محسن منشي‌زاده آماده پخش شد.
به گزارش «باني‌فيلم»، با پايان مراحل فني فيلم ویدیویی «با من شوخي نكن» اين تله‌فيلم آماده پخش شده بزودی از طريق نمايش خانگي پخش خواهد شد.غلامرضا صادقي كه پيش از اين تدوين و صداگذاري را برعهده گرفته بود ساخت موسيقي را نيز به تازگي انجام داده

منتظر این فیلم سینمایی کمدی در شهریور ماه به صورت سی دی از کلوپ ها باشید


جدول کارنامه هنری بهزاد محمدی

 

جدول کارنامه هنری بهزاد محمدی به شرح زیر :

 

سال 1۳74 نمایش کمدی گردنبند و نمایش کمدی کاکاسیاه

 

  سال 137۵ نمایش کمدی سه شیطون حرفه ایی            

       

نمایش کمدی خواب پشه و طنز تلویزیونی جدی نگیرید

 

سال 1376 نمایش کمدی تب پول                           

 

سال 1377 سریال تلفن مشترک                           

 

سال 1379 تا 1380 نمایش کمدی دروغ چرا ؟         

 

 سال 1381 تا 1384 نمایش کمدی قهوه خانه زری خانوم  

 

سال 1382 سریال مهمان پذیر طوبی                     

 

سال 1383 سریال باجناقها                                

 

سال 1385 نمایش کمدی زندگی شیشه ایی             

 

سال 1389 فیلم ویدئویی با من شوخی نکن            

 

 و فیلم سینمایی اژانس ازدواج         

              

      سال  1390 تا 1393 نمایش کمدی  در حال اجرا با نام

 ازدواج در قهوه خانه  ( همت سالار )          

        


گفتگویی با بهزاد محمدی و سید جمال ساداتیان
شادكردن دل مردم عبادت است


گفت وگو با بهزاد محمدي و سيدجمال ساداتيان





همه مي دانيم كه يكي از وظايف مهم هر هنري سرگرمي است. تئاتر به عنوان يكي از هنرها چنين وظيفه اي دارد خصوصا تئاترهاي شاد و مفرح كه مخاطبان خود را جذب كردند. بهزاد محمدي از جمله هنرمنداني است كه در عرصه بازيگري سينما و تئاتر فعاليت كرده است. سيد جمال ساداتيان هم از تهيه كنندگان سينماست كه تجربه تهيه كنندگي آثاري چون دايره زنگي، چهارشنبه سوري، برف روي كاج ها، هفت دقيقه تا پاييز و... را در كارنامه دارد. بهانه گفت و گوي ما تئاتر همت يا سالار است؛ تئاتري كه در پرديس قلهك با مديريت سيد جمال ساداتيان روي صحنه است و بهزاد محمدي هم در آن بازي مي كند. البته به گفته محمدي اين تئاتر به زودي به پايان مي رسد و تئاتر ديگري را روي صحنه خواهند برد. آنچه مي خوانيد ماحصل گفت و گوي ما با اين هنرمندان در كافه است.
    
    آقاي محمدي! سال هاست كه در عرصه تئاتر آزاد فعاليت مي كنيد. نگاه تان نسبت به اين گونه تئاترها و شيوه فعاليت شان و اين كه بيشتر در سينماتئاترها اجرا مي شوند، چيست؟
     سال هاست كه مي خواهند در ايران تئاتر را حرفه اي كنند اما متاسفانه موفق نشدند. منظورم از حرفه اي، به اين معنا است كه گروه مستقل كار كنند و نياز چنداني به بودجه دولت نداشته باشد، مثل تئاتر شهر. مخاطب تئاتر، عام نيست بلكه بيشتر افرادي هستند كه نگاه تخصصي به اين هنر دارند. بنابر اين ما از اين طريق نمي توانيم تئاتر را به دل جامعه تزريق كنيم اما تئاتر آزاد مجموعه اي است كه يك سري از هنرمندان بدون چشمداشت به كمك وزارت ارشاد، نمايش هايي را روي صحنه مي برند. فرهنگ تئاتر از سال ها پيش در كشور ما رواج داشته است. تئاتر آزاد چيزي بين تئاترهاي قديمي ايران و تئاتر امروزي است. ما در تئاتر آزاد فضايي را در نظر گرفتيم كه براي مخاطب ملموس باشد و مردم درك اش كنند. صرفاً قرار نيست تئاتر از شخصيت هاي بزرگ مثل شكسپير باشد. لذت بردن از تئاتر باعث مي شود مردم با آن احساس نزديكي پيدا كنند. در كنار اين موضوع، وظيفه ما است كه سطح فرهنگي و هنري عامه مردم را بالاببريم. چند سالي مي شود كه سينماتئاترها رونق بيشتري گرفتند به طوري كه تعداد سينماتئاترهاي ايران از 2 به 20 رسيده است. در تئاتر آزاد گروه بايد خودش هزينه را متحمل شود و حتي ضررها را هم بپردازد مثل بخش خصوصي در سينما.
    
    اكثر اين تئاترها فضاي طنز و شادي دارند. اين مفرح بودن چقدر روي مخاطب اثرگذار است؟
     ما با تزريق شادي به مردم احساس خوبي پيدا مي كنيم. شاد كردن دل مردم يكي از بالاترين فرايض الهي است كه مي توان به چشم عبادت به آن نگاه كرد. من احساس مي كنم كار ما نوعي عبادت است. با شاد كردن دل مردم، مي توانيم ظرفيت و مقاومت آنها را در برابر مشكلات زندگي و تحريم ها بالاببريم. همچنين از طريق چنين تئاترهايي مي توانيم لحظات شادي را براي مردم فراهم كنيم.
    
     گويا نمايش «همت» يا سالار سال ها روي صحنه است. از حال و هواي اين تئاتر برايمان بگوييد.
     ما 10 سال پيش نمايش «قهوه خانه زري خانم» را روي صحنه برديم. البته اين نمايش سري هاي بعدي هم داشت كه همت يا سالار هم ادامه آن است و در نوع خودش ركورد محسوب مي شود. حال و هواي اين نمايش در فضاي تهران قديم است. البته ديالوگ ها را به روز كرديم. كمدي بايد به مشكلات و كمبودها و كاستي ها بپردازد. به نظرم خلق يك ديالوگ كمدي در پرداختن به زيبايي ها نيست بلكه بايد به كمبودها و كاستي ها و زشتي ها بپردازد تا اثرگذار باشد. ما با رعايت موازين ديني فرهنگي، اجتماعي و... توانستيم 11 سال روي صحنه باشيم. مسلماً هم اين اصول و موازين را رعايت كرديم كه توانستيم از مركز هنرهاي نمايشي مجوز بگيريم. مجوزهاي ما هر 10 يا 15 روز يك بار صادر مي شود. حالااگر برخي افراد نظر ديگري نسبت به كار ما دارند، معتقدم كه اصلاً صلاحيت نظر دادن ندارند.
    
     به نكته خوبي اشاره كرديد چون يكي از انتقاداتي كه به اين تئاترها وارد مي شود، رواج بي اخلاقي است. نظرتان در اين باره چيست؟
     من در كارهايم طبق موازين و اصول پيش مي روم. افرادي هم كه هر شب به تماشاي تئاتر ما مي آيند، در همين كشور زندگي مي كنند. همه نوع از اقشار جامعه با نظرات و سلايق مختلف در كشور ما زندگي مي كنند و ما هم بايد براي آنها احترام قائل شويم اما برخي مي خواهند كارشكني كنند و به نظرم كسي كه چشم ديدن شادي مردم را ندارد، با اين مردم دشمن است و با استفاده از تعابيري مي خواهند جلوي چنين كارهايي را بگيرند. به هر حال كسي كه نمي تواند بدود و از نفر بعدي جلو بزند، به ناچار بايد پشت پا بزند. ما متاسفانه گاهي اسير پشت پا زدن ها مي شويم نه رقابت هاي سالم.
    
     آقاي ساداتيان! شما به عنوان مدير پرديس قلهك از تبديل شدن آن به سينماتئاتر برايمان بگوييد و اين كه گويا مخالفت هايي با ادامه اجرا شده است.
     مالكيت پرديس قلهك با شهرداري منطقه 3 است. تمركز اين شهرداري اين است ظرفيت سالن هاي نمايش را بالاببرد. ما طي مزايده اي، اين سالن را گرفتيم و هزينه اي هم كرديم تا به يك سالن استاندارد تبديل شود. بنا را بر اين گذاشتيم كه فيلم سينمايي نمايش بدهيم اما چون سالن شناخته شده نبود، استقبال چنداني هم صورت نگرفت. سپس فكر كرديم وقتي چنين امكاناتي وجود دارد، بايد به بهترين وجه ممكن از آن استفاده كنيم. امكانات شهري مثل مترو، پارك و... جزو خدمات عمومي محسوب مي شوند و سينما و تئاتر هم در اين زمره قرار دارند. براي اوقات فراغت مردم هم بايد فكر شود. نظام هم به اين موضوع بايد فكر كند و ما هم به عنوان اجزاي نظام در اين خصوص بايد فكري داشته باشيم تا وقت خالي مردم را به بهترين وجه ممكن پر كنيم.
     سينماتك ها كه در همه جاي دنيا مسئوليت تربيت نسل آينده را دارند، يعني كساني كه دانشجوي رشته هاي سينما يا هنر هستند، فيلم هايي را در قالب آموزش در سينماتك ببينند و تصميم گرفتيم كه آنجا را به سينماتك تبديل كنيم و با وزارت ارشاد موضوع را مطرح كرديم و آنها هم استقبال كردند. سينماتك راه اندازي شد و آن نسلي كه فكر مي كرديم دنبال چنين چيزي مي گردد به تدريج اين مكان فرهنگي را شناختند اما فكر كرديم چگونه مي توانيم ضريب بهره وري را بالاببريم. به همين دليل ساعات پاياني سينما را به تئاتر اختصاص داديم. احساس كردم جاي چنين چيزي در كشور ما خالي است. روشنفكران ما حدود 15 درصد هستند و شايد هم 15 درصد از افراد جامعه ما توجهي به مسائل فرهنگي نداشته باشند اما 70 درصد بقيه عام جامعه هستند كه سلايق مختلف و البته نياز فرهنگي دارند. فكر كردم مردمي كه به دنبال تفريح و سرگرمي هستند، از چنين تئاترهايي استقبال مي كنند و واقعاً هم چنين اتفاقي افتاد. ما از افراد تحصيلكرده تا سطوح پايين جامعه تماشاگر داريم. به نظرم چنين تئاتري براي مردم آرامش بخش است. درباره مخالفت با اجرا هم بايد بگويم بالاخره هر كاري موافق و مخالفي دارد. در جامعه ما طيف سلايق مختلفي وجود دارد كه بايد براي نظرات شان احترام قائل شويم. اما من خوشحالم كه مردم با تبسم از سالن خارج مي شوند.
     
     


 روزنامه ايران، شماره 5337 به تاريخ 21/1/92، صفحه 20 (تئاتر و سينما)


مصاحبه با بهزاد محمدی مجله خانواده سبز

مصاحبه با بهزاد محمدی از ازدواج تا پدرشدنش تا تئاتر

. بی شک چهره بهزاد محمدی برای بیشتر شما عزیزان و طنز دوستان عزیز اشناست . او سالها ست در زمینه

. تئاتر و تلویزیون فعال است و همیشه خوش درخشیده . به بهانه تئاتر جدیدش گپی با او زدیم که خواندنش خالی. از لطف نیست .

 

. بهزاد و خانواده شش نفره

 

. در یک خانواده شش نفره بزرگ شدم دو برادر و یک خواهر دارم . متولد سال 1353 هستم . من از دیدن

. لبخند مردم لذت می برم و یکی از زیباترین لحظات زندگی ام زمانی است که در حال اجرا هستم و مردم از

. دیدن بازی من شاد می شوند . تئاتر را بیشتر از تلویزیون دوست دارم چون حس و انرژی بینندگان را مستقیما

. در یافت می کنم .

 

. ورود به هنر

 

. پس از دانشگاه در سال 1375 به صورت خیلی اتفاقی وارد حیطه هنر شدم در رادیو هم حضور داشتم و

. پس از اولین کارم کار بعد با پنج برابر دستمزد اولی به من پیشنهاد شد . مدتی در رادیو مشغول به کار بودم

. و با مرحوم منوچهر نوذری کار کردم . کارم با سریال جدی نگیرید شروع شد و پس از اون در خانعلی و

. جانعلی ایفای نقش کردم و تا به امروز در حدود چهارصد قسمت سریال حضور داشتم . در برخی فیلم های

. دهه هشتاد هم مثل مهمان پذیر طوبی - با جناقها و .... بوده ام و در تعدادی از فیلم های رسانه ایی تصویری

. هم حضور داشتم مثل اژانس ازدواج و ...... در تئاتر هم نظیر قهوه خانه زری خانوم و ....

. در تئاتر مردم مرا با نقش همت می شناسند . سال هاست با این نقش هستم . همت نقشی است که من سال ها

. ان را اجرا می کنم و یک نقش ساده و طنز است . همت یکی از اهالی لرستان این استان نازنین ماست با

. وجوودی که من تا به حال به لرستان سفر نکردم اما لحجه شیرین لری را به خوبی می دانم و مردم و من

. ارتباط خوبی با این نقش برقرار کردیم و این نقش در ذهن مردم نقشی ماندگار شد .

. چون گروه ما به روز و در حال پیشرفت است یک کمدین باید خواسته مخاطب را بداند و با گروه های سنی

. مختلف ارتباط برقرار کند که نقش همت در این زمینه ها تا به حال موفق بوده است .

 

. لبخند مردم

 

. انتظارم از مسئولین بیشتر است ای کاش بیشتر مشوق ما بودند همه ی تلاش من و همکارانم دیدن لبخند مردم

. است و دلمان می خواهد به بهترین نحو و با بهترین متن ها و اجراها در کنار مردم عزیزمان باشیم .

. به من پیشنهاد های زیادی از خارج از کشور شد اما من برای این خاکم و در ایران عزیزمان به مردم خدمت

. می کنم دوست دارم کمی بیشتر از انچه هست مورد توجه مسئولین قرار بگیریم .

. ازدواج و پسرم امیر سالار

. در اواخر سال 88 بحث ازدواج پیش امد و در بهار سال 89 ازدواج کردم و حاصل ازدواجم یک پسر

. یک ساله به نام امیر سالار است . امیر سالار در پاییز سال 90 بدنیا امد .

 

. بهزاد محمدی از هنر و پسرش می گوید :

 

. عاشقانه به پسرم و خانوادم عشق می ورزم و انها ارام بخش زندگی من هستند . دوست دارم امیر سالار

. هم بعد ها وارد هنر شود و یا حتی راه من را ادامه دهد .

 

. رفتار بهزاد محمدی در منزل

 

. سعی می کنم در منزل جدی باشم البته نه ان طوری که خشک برخورد کنم . ادم بسیار عاطفی ایی هستم

. تا حدی که تفنگ خریدم با دوستانم به شکار بروم اما دلم نیامد . یک بار هم با دوستانم به ماهیگیری رفتم

. و زمانیکه دوستم ماهی را گرفت اجازه ندادم ماهی را از اب خارج کند و دقایقی در تلاش بودم تا قلاب

. را از ماهی جدا کنم . تا به حال خود را ادمی مهربان و به قول معروف دل نازک شناخته ام .

. با تشکر از مجله خانوادگی سبزتان شما اولین نشریه ایی بودید که من اجازه چاپ عکس پسرم را در اون

. دادم .                                                            ( پایان )

                                 تاریخ بیست و سوم ابان ۹۱


مصاحبه با بهزاد محمدی مجله زندگی ایده ال

 

مصاحبه با بهزاد محمدی با حضور همسر

 و پسر یک ساله او امیر سالار

 

بهزاد محمدی به تنهایی یک رسانه مستقل است

 

بهزاد محمدی از چهره های اشنای تئاتر است که البته دستی هم در سینما و تلویزیون داشته است

.

. اما پررنگ ترین عامل معروفیت او در تئاتر است . بهزاد محمدی از معدود کارگردانان و

. بازیگرانی است که توانسته مردم را با هنر اشتی دهد اون هم هنری مثل تئاتر . او به محبوبیتی رسیده که

. حتی ستاره های مطرح سینما مثل بهرام رادان وی را پر درامد ترین بازیگر ایران می دانند . گپ مختصری با

. بهزاد محمدی زدیم تا از سیر تا پیاز زندگی اش مطلع شویم . ازسبک تئاتر هایش که الهام گرفته از نمایش های

. سیاه بازی و رو حوضی است تا تشکیل زندگی مشترکش و البته پسر یک ساله اش به نام امیر سالار .

. هر نمایش سه سال :

. نمایش هایی را که نزدیک سال 80 شروع کردم همه حدودا یکی دوسال اجرا می شد و در سال 81 نمایش هایی

. را که شروع کردم مثل قهوه خانه زری خانوم که چهار سال اجرا شد و از سال 87 تا به حال درگیر کار فعلی

. هستم . این نمایش هم چهار سال است که اجرا می شود اما در این چهار سال حدودا یک سالش را اجرا نداشتم

. به دلیل اینکه تهران یک کلانشهر است و ما هم شکر خدا تماشاچی های خوب زیاد داریم به همین دلیل هم نمی شود

. نمایش های من کمتر از یک سال جمع شود چون اگر حتی سی درصد از تماشاچی هایم بخواهند بیش از یک بار

. این نمایش را ببینند باید حداقل یک بار اجرا شود . در اماری که گرفتم متوجه شدم که تماشاچی هایم به حدی رسیده

. که اگر نمایش هایم خوب باشد حداقل سه تا چهار سال اجرا می رود .

. زن پوش ها می ایند

. متاسفانه ادم دیگر نمیتواند زود کارش را لو بدهد چون به دلیل خیلی از مسائل و قوانینی که در ایران وجود ندارد

. مجبوریم خیلی رک و رو راست نباشیم و حتی ار اینکه اسم نمایش را هم عنوان کنیم می ترسیم چون ممکن است

. اسم نمایش را هم کپی کنند . طرحی داریم در رابطه با خانه سالمندان بانوان که همه افراد حاضر در نمایش

. پیرزن هستند اما چون بازیگر مناسب برای این اجرا کمیاب است تصمیم گرفتیم همه ی بازیگران مرد باشند اما زن پوش

. بازی کنند .

. کمی دو دل هستم در نمایش جدید قرار است نقش زنی را بازی کنم که از کارگران ان خانه سالمندان است و به این دلیل

. همه بازیگرانم مرد انتخاب کردم که بتوانم با انها ارتباط فیزیکی داشته باشم . البته کمی دو دل هستم چون وقتی صحبت

. از خانه سالمندان است باید به دنبال این باشم که یک سری ایده های جدید هم ارائه کنم که به روز باشد و برای دختران

. و پسران جوان جالب باشد .

 

. من بسکتبالیست دو متری هستم

 

. خیلی ها هنر را می شناسند و حرف از هنر می زنند اما هنرمند نیستند هنرمند را نمی شود با قلم تفسیر کرد با کتاب

. و حرف هم نمی شود هنرمند را تشخیص داد و البته کتاب خواندن کسی را هنرمند نمی کند به چنین اشخاصی

. هنر شناس می گویند نه هنرمند . هنرمند کسی است که هنر در ذات او باشد یعنی تا شما خمیر مایه یک هنرمند را

. نداشته باشید هنرمند نخواهید بود و نخواهید شد به عنوان مثال یک ادم با قد 150 سانتی متری یک بسکتبالیست

. خوب نمی شود حالا هرقدر هم تلاش کند و دوره های مختلف را بگذراند .

 

. از هیچ کس تقلید نمی کنم

 

. من مهندس برق هستم و تحصیلات اکادمیک در تئاتر ندارم اما مطالعاتم در زمینه تئاتر خیلی زیاد بوده و اولین

. کتابی هم که خواندم فن بیان هنرپیشگی بود . بعدها به واسطه تجربیاتی که در این زمینه کسب کردم برای خودم

. یک سبک پیدا کردم و اون را ادامه دادم . اگر کسی در این سبک سوالی دارد باید از خودم بپرسد من از کسی

. تقلید نمی کنم . اگر دیالوگی را جایی شنیده باشم محال است ار ان در کارم استفاده کنم . اگر در یک سالن پانصد نفر

. حتی سی نفر هم اون چیزی را که من در یک نمایش عنوان می کنم شنیده باشند این برایم افت دارد . حتی وقتیکه

. خسته هستم از کار خودم کم نمی کنم چون تماشاچی گناهی ندارد من هرشب همانی را اجرا می کنم که در شب قبل

. اجرا کرده ام . یادم است یک شب هنگام اجرا صدایم گرفت و اوازی را که در اجراها می خواندم نتوانستم بخوانم

. هنگام استراحت اب جوش خوردم و وقتی دوباره روی صحنه امدم پس از پایان نمایش از تماشاچی ها عذر خواهی

. کردم و اون اواز را برایشان خواندم .

 

. من این وسط ایستادم

 

. ما برای خودمان نمایش بازی نمی کنیم که پس فردا بگوییم من فلانی هستم و نمایشنامه های شکسپیر را بازی کردم .

. من وقتی روی صحنه می روم وقتی به این دقت می کنم که مردم از من چی می خواهند و کار را طوری ارائه

. می دهم که نه سیخ بسوزد نه کباب . من تئاتر صد درصد مردمی که در قدیم شروعش با سیاه بازی و نمایش های

. رو حوضی بوده و تئاتر صددرصد کلاسیک و دانشگاهی را در کنار هم قرار دادم و پلی بین این دو زدم و وسط

. این پل ایستادم تا بتوانم چیزی را پیدا کنم که هم بتوانم با طرفداران تئاتر کلاسیک حرف بزنم و جواب داشته باشم

. و هم به مردم توجه کنم . نمایش هایم را برای یک قشر خاصی اجرا نمی کنم که توقع داشته باشم همه انها سواد

. دانشگاهی تئاتر دارند یا نه . مخاطب من از بچه هفت ساله است تا ادم هفتاد ساله . وقتی تماشاچی هفتاد ساله با

. ویلچر به تئاتر می اید خب این یعنی چنین شخصی هم کار را دوست دارد اما کارهایی که دانشجوها به دنبال

. اجرای اون هستند اینگونه نیست . کسی هم که به تماشای اجرای اون می رود برای نقد انها می رود و کلا فضای

. متفاوتی دارد که با این دید و این دیدگاه نمی توان تئاتر را ارتقا داد و به عنوان هنر به عموم مردم معرفی کرد .

 

. هر اجرای من چهارصد تماشاگر دارد

 

. فرض کنید من پزشکی خوانده باشم و با بیمارم به همان طریق صحبت کنم که در کتاب های درسی ام خوانده ام

. خب معلوم است که بیمارم چیزی از حرف هایم متوجه نمی شود حتی یک پزشک هم با مراجعان خودش به زبان

. ساده و کاربردی صحبت می کند نه تخصصی . پس اقایی که فوق لیسانس هنر داری چطور توقع داری درس های

. تخصصی را که در دانشگاه طی سال ها خوانده ایی در یک نمایش به مردم عام تحویل دهی ؟

. بخشی از هنرمند بودن هنر شناس بودن است اما تمام ان نیست . شما وقتی هنرمند هستید که بتوانید انچه از هنر

. فهمیده اید در اختیار دیگران قرار دهید به طوری که برای مردم قابل لمس باشد و از ان لذت ببرند . اما اگر

. می خواهی برای خودت بازی کنی پس انتظار یک سالن پر از تماشاچی را نداشته باش و اینقدر هم نگو تئاتر

. مخاطب ندارد و شما که پولتان را گرفته اید و فقط به دنبال داشتن یک رزومه هستید تا عرض اندامی بکنید و از

. این قبیل کارها ... اگر خودتان را هنرمند می دانید اگر این را هنرمندی می دانید پس دمه شما گرم که هنرمند هستید

. اما اگر واقعا اینگونه است پس بلیط بفروشید و مردم را جذب کنید . این تئاترهای به اصطلاح فرهیخته حتی به اندازه

. صندلی هایی که که من در اجراهایم در سالن اضافه می کنم هم تماشاچی ندارند . در هر سانس که اجرا می رم

. چهارصد بلیط می فروشم که سیصد تای ان صندلی های ثابت است و صد صندلی هم اضافه می کنیم .

 

. بهزاد محمدی در نمایش اتللو

 

. من خودم تئاتر های دانشجویی و فرهیخته را خیلی دوست دارم و قبلا هم در اتللو بازی کرده ام و به جز این خیلی

. تئاتر های این تیپی به من پیشنهاد شده اما چون وقت ازاد ندارم نمی توانم قبول کنم . جالب اینجاست که همین کسانیکه

. این کارها را تحویل مردم می دهند به من بارها پیشنهاد دادند که با انها هم کار کنم که البته برای بالا بردن فروششان

. بوده است . در این شرایط هم سعی می کنم حواسم به مردم عامی باشد که ایا انها این کار را هم دوست دارند ؟

. علاوه بر این در جشنواره تئاتر سنتی هم فعالیت کرده ام اما علت اینکه خیلی از این پیشنهاد ها را رد کرده ام این است

. که بیشتر شب ها اجرای خودم را دارم . اونهایی را هم که قبول کردم چون به زمان هایی خورده بود که بیکار بودم

. مثل ایام محرم و صفر .

 

. دایناسورها در تئاتر

 

. دایناسورهای تئاتر ایران که قدیمی های این حرفه هستند و اسم و رسم خوبی بدست اورده اند گاها هنوز نتوانسته اند

. کار جدیدی ارائه دهند که مورد قبول مردم باشد و مردم از اینها فراری هستند . به نظر من قضیه این نیست که مردم

. هنر را نمی فهمند و تئاتر را دوست ندارند بلکه برعکس است . اتفاقا مردم خیلی خوب می فهمند و من تماشاچی 65 ساله

. دارم که پنجاه دفعه نمایش من را دیده است .

 

. مردم را با صدای بلند می خندانم

 

. در نمایش ها و اجراهایم غالبا چیزی را ارائه می دهم که نیاز انسان هاست نه اینکه مورد علاقه انها و این همان خنده

. است و تخلیه انرژی . انسانها نیاز دارند که جایی بروند که داد بزنند و خودشان را تخلیه کنند . امروزه ساختمان های

. تهران طوری ساخته شده که شما در خانه خودتان هم نمی توانید با صدای بلند بخندید پس وقتی در خانه خودشان هم

. نمی توانند بخندند چرا تعجب می کنید که من محیطی را برای مردم ایجاد کرده ام که می توانند بلند بخندند و فریاد بزنند

. خب معلوم است که در چنین شرایطی مردم برای دیدن نمایش های من به سالن ها می ایند . از همان اول نمایش هم

. من از مردم می خواهم که انرژی هایشان را تخلیه کنند . همین انرژی خیلی مهم است هرچند که خیلی ها گمان می کنند

. اهمیتی ندارد . یکی از بزرگان پزشکان دنیا گفته : حتی اگر تصنعی و مصنوعی می خندید دقایقی را از هفته با صدای

. بلند برای خودتان بخندید و حتی در دنیا مقوله ایی به نام خنده درمانی داریم . به نظرم سه دلیل دارد که مردم به نمایش های

. من می ایند و ازان لذت می برند . 1 - خنده را دوست دارند 2- هنر را دوست دارند 3- تخلیه انرژی را دوست دارند .

. هیچکس فکر نمی کرد من زن بگیرم

. هیچکس فکر نمی کرد بهزاد محمدی ازدواج کند اما این کار را کردم و از ازدواج با همسرم بسیار راضی هستم و دوسال و نیم

. پیش ازدواج کردم و علت ازدواج نکردنم ان نبود که بازیگران اصولا دیر ازدواج می کنن بلکه من ذاتا ادمی هستم که هرکاری

. انجام می دهم باید مطمئن شوم که این کار را به بهترین شکل ممکن انجام می دهم . مرد زمانی باید ازدواج کند که از نظر

. همسرش ایده ال ترین همسر باشد و بتواند تمام مسئولیت هایی که در زندگی مرد است را پوشش دهد . به نظر من ازدواج

. یک نیاز عاطفی است که باید به بهترین شکل انجام شود .

 

. اگر دوست نداشتید پول ندهید !

 

. بلیط نمایش هایم در قسمت vip بیست هزار تومان و باقی صندلی ها شانزده هزار تومان . اما اگر کسی از نمایش ما خوشش

. نیومد پولش را برمی گردانیم و این جمله در هر سانس اعلام می کنیم . حتی اگر بعد از نمایش بیایند و بگویند ما می خواهیم

. بلیط را پس بدهیم و فردا شب بیاییم و قبول کردم و گفتم فردا رایگان برای نمایش بیایند . این جلب رضایت مخاطب هدف

. اصلی ام است .

 

. با گیوه پوشیدن هنرمند نمی شوید

 

. یک بار جمع کثیری از هنرمندان و تئاتر ایران زمانیکه حسین پاکدل مدیر تئاتر شهر بود همه با هم به تئاتر من امدند و اجرایم

. را دیدند و علت این حضور بررسی این مورد بود که چرا تئاترهای بهزاد محمدی اینقدر فروش دارد ؟

. ولی کسانیکه تازه وارد این کار شده اند و گمان می کنند که هنرمند هستند خیال می کنند که هنرمندی به گیس بلند و پوشیدن

. گیوه به جای کفش است ! اگر راست می گویید روی صحنه نشان دهید چه کاره هستید .

. ( پایان ) 

تاریخ ۲۸ ابان ۹۱ مجله ایده ال زندگی


مصاحبه با بهزاد محمدی غول تئاتر کمدی ایران

بهزاد محمدی . ستاره اصلی نمایش های عامه پسند این روزهاست .

او از رمز و راز گرفتن کارش و پرمخاطب شدن تئاترهای کمدی موزیکال می گوید

مصاحبه با بهزاد محمدی در مورد راز موفقیت او چیست ؟

 

تاریخ این مصاحبه شیرین ۲۶ شهریور ماه ۹۰ 

 

همه ویژگی های یک ستاره را دارد هم می نویسد هم کارگردانی می کند هم بازی اون هم در نقش

متفاوت که هرکدام مختصات خاص خودش را دارد اما با شوخی های هرکدام مردم ریسه می روند

مردمی که فقط برای بازی دیدنی بهزاد محمدی به سالن می ایند با دیدنش اورا با انگشت نشان می دهند

واز عکس یادگاری و امضا گرفتن غافل نمی شوند وقتی روی سن نیست نمایش می افتد و مردم کمتر

لبخند می زنند محمدی حالا انقدر اسم و رسم پیدا کرده که یک نفره گیشه را می ترکاند و خیلی ها بارها

برای تماشای اجرایش بلیط می خرند

در روزهایی که محمدی منتظر به دنیا امدن پسر کوچولویش است یک ساعتی قبل از شروع اجرا

با او همکلام شدیم تا از زیر و بم تئاترهایش بگوید و رمز موفقیتش حرفمان گل انداخت و نیم ساعتی از زمان

اجرایش را هم گرفتیم  .کارگردان نمایش ازدواج در قهوه خانه معتقد است حالا حالاها در

این عرصه کسی نمی تواند به گرد پایش برسد . اجرای بی وقفه ی چهارساله قهوه خانه زری خانوم در

داخل و خارج از کشور هم سندش .

 

 

به نظر شما چرا این نوع تئاتر ها گرفته و این همه مخاطب دارد ؟

محمدی : اگر در کویر زندگی کنیم در طول روز بیشتر از بقیه گرم مان خواهد شد مردم هم وقتی گرفتارند

ناخوداگاه نیاز به خندیدن و شادی بیشتری دارند . برای همین این نوع تئاترها را می پسندند .تئاتر من مثل

کارهایی نیست که بعضی ها ادعاهای سر به فلک کشیده ایی درباره اش دارند و نمایشنامه های نویسنده های

بزرگی را کار می کنند ممکن است خیلی از مردم اون کارها را نفهمند اگر بخواهیم تئاتر را گسترش بدهیم

اول باید برای اونهایی که در این قشر نیستند حرفی برای گفتن داشته باشیم . افتی که هنر و به ویژه سینما داشت

در گرایش مردم به تئاترها بی تاثیر نبود و تئاترهای ما پرفروش شد همین نمایش من قهوه خانه زری خانوم

چهار سال بدون توقف اجرا شد دقیقا سه روز بعد از پایان اجرا هم در خارج از کشور نمایش داشتم طوری بود

25 شب قبل از نمایش در اینگلیس بلیط ها فروخته شده بود و اصلا بلیط نبود

 

.

 

مولفه های اصلی نمایش های شما چه هستند که باعث استقبال مردم می شود ؟ پنج شش سال پیش هم مردم

به خنده شادی نیاز داشتند ولی این تئاترها این همه طرفدار نداشت .

محمدی : وقتی سینما افت می کند مالکان سینما می بینند نمایش یک فیلم با پنج تماشاچی و با این همه هزینه

اب برق گاز و ...... نمی صرفد . وقتی سانس اخر را به این تئاترها می دهند و بلیط 10000تومانی می فروشند

از کل فروش روزانه شان بیشتر می شود حالا می گویند برای چی از صبح تا شب 10 نفر از نیروی سینما

را علاف کنم . یک سانس تئاتر می زارم و مردم هم راضی می روند

 

.

 

این خند و رضایت . خنده ی قابل احترامی ست ؟

محمدی : بله متاسفانه در کشورمان خط قرمز هایی داریم . وقتی یک اشپز هرچیزی را که می خواهد در

اختیارش بگذاریم دست پخت باید عالی باشد اما اگر اشپزی با همین امکانات اندک و مواد اولیه محصول

خوبی داد این خوب است . حالا شاید یک نفر پیدا شود که با همین هم بتواند مردم را شاد کند و بخنداند

نمونه اش همینکه در نمایش ها فقط با تاریک کردن سالن و رقص نور مردم یکدفعه به فضا می روند

 

.

 

اما در کنار اینها در این نوع تئاتر ها حرکات موزون هم داریم این موثر نیست ؟

محمدی : نه به اون شکل یه سری حرکات کمیک داریم . ما با یک اشاره کوچولو سرنخ را به مردم

می دهیم و اونها ذهنیت خودشان را دارند

 

.

 

شما تئاترهای دیگری از جنس خودتان را هم دیده اید ؟ فکر می کنید چرا کار بهزاد محمدی انقدر

می فروشد اما اونها اینقدر موفق نیستند ؟

محمدی : من پیامک یا جوکی را که از کسی شنیدم در صحنه ام خرج نمی کنم کار نو را ارائه می دهم

به بازیگرهایم هم گفته ام حق گفتن دیالوگ خرج شده را ندارند . نکته ی دوم که من خیلی به اون

معتقد هستم اینکه خیلی از بازیگرهای تئاتر ریتم را نمی شناسند خندیدن ریتمی دارد که اگر روی

همان کار شود مردم خیلی راحت می خندند اما اگر نیشش بسته شود و افت کند اوردن 20تا جاز هم

دردی را دوا نمی کند

 

.

 

جز اینها عامل دیگری هم وجود دارد ؟

محمدی : من در قهوه خانه زری خانوم نقش یک عرب را بازی می کنم اما در نمایش بعدی تکرارش

نمی کنم می گردم دنبال کلمات اون نقش که از اون کمدی بگیرم و با اونها کار کنم . با استفاده از موزیک

فضا سازی نور و صدا و تسلط کلام ریتم را حفظ می کنم . فن بیان را خیلی ها نمی دانند اما من کتاب

فن بیان هنرپیشه را جوییده ام . اگر می خواهم نقش لر را باز کنم کتابی را می خرم به عنوان فرهنگ

لغات و اصطلاحات ملایری . برای نقش یک عرب دادم دیالوگ های نقش را به زبان عربی ترجمه

کردند تا بفهمم چه می گویم . شما در مسیر به رفتن خانه خودتان اگر یک راه بن بست باشد هزار

راه دیگر بلد هستید اما اگر مهمان باشید هیهات است . خیلی ها نمی توانند کمدی کار کنند چون در

محله ایی پا گذاشته اند که محله خودشان نیست یه سری ها اصلا این کاره نیستند

 

.

 

ولی اونها حتما خرج خودشان را درمی اورند که به حیات خودشان ادامه دهند .

محمدی : بحث من خرج خودم را دراوردن نیست من سالنم باید پر شود اگر به من بگن دستمزدت

با سالن پر روزی 100 هزار تومان است اما با سالن یک ردیف پر روزی یک میلیون تومان

می دهیم نمی ایم . عشق من در چیز دیگری ست . اگر یک ردیف من خالی باشد کلافه ام .

یک شب شهر نمی دانم چه شده بود دیدم که سالن تئاتر من کچل شده و بلیط ها را پس داده اند

به همه زنگ زدم که هرکسی مهمان دارد بیاورد سالن را با زن و بچه های خودمان و مهمان ها

پر کردیم تا بتوانیم اجرا کنیم .

 

 

یعنی می گویید خیلی از این ادمها یی که وارد این کار شده اند این کاره نیستند ؟

نه نیستند . نوازنده ایی که برای من در کنار صحنه ضرب می زده یا کارگر صحنه ی من همه

امروز ادعای بازیگری دارند به صرف علاقه نمی شود هنرمند شد . بارها به من گفتن در فلان

سالن دارن دیالوگ های تورو می گویند گفتم بگویند بالاخره یک جایی تقلید ادای کسی تمام می شود

باید تسلط کلام و اجرای خوب داشت البته گریزهایی را هم باید زد تا بشود سالن را پر کرد .

 

 

منظورتان از این گریزها چیست ؟

محمدی : ما دیالوگ هایی را داریم که روی مرز است دیالوگ های داریم که اگر کسی بخواهد برداشت

کند می گویند ( اقا این اون طرفی است ) اما جا دارد که من ثابت کنم که نه این همین طرفی ست .

 

 

دقیقا با همین حربه مجوز می گیرید ؟ حتی استفاده از تمسخر ماهواره هم عاملی است که هم مردم را

به کمدی کاراکتر اونها ارجاع بدهید و هم این طرف زودتر مجوز بگیرید درست است ؟

محمدی : بله این همان خلاقیت و تبحری است که باید جایش را پیدا کند در کمدی باید جایی را پیدا کرد

که هر کسی بلد نیست . اون اواز تئاتر بهزاد محمدی را نمی توان در حجره ی کسی پیدا کرد .

 

 

در سینماها بعد از ستاره ها ادم هایی در رده های پایین تر هم مطرحند ولی در تئاتر بعد از

بهزاد محمدی دیگر اسمی نمی بینیم .

محمدی : پنج انگشت هیچ وقت یک جور نیستند . بالاخره بعد از من هم می ایند حالا در هفت

هشت سال اخیر قسمت من بوده . نمی توانیم دقیقا بگوییم چرا کار من گرفته است . یک نفر که

معدلش 18 می شود وقتی ازش می پرسند کدام درست خوب بوده است نمی تواند یک درس را

نام ببرد باید معدلی از تمام فاکتورها و زیر مجموعه هایش داشته باشی بهزاد محمدی فروش

می کند چون معدلش خوب است نه یک درسش .

 

 

عده ایی می گویند این بهزاد محمدی که معدلش خوب است . یک سری کارها و کمدی های

سخیف و مبتذل استفاده می کند ؟

محمدی : اینهایی که این حرفارو می گویند در سالن اصلی تئاتر شهر وقتی بهترین تئاتر در

حال اجراست . از همان کارشان این است که دنبال یک سواخ بگردند کسانی هم هستند که

چشم ندارند ببینند که من موفق می شوم . یک مشکل ما در ایران این است که نفر دوم دومیدانی

نمی اید انرژی و وقت بگذارد و خودش را به نفر اول برساند با یک پشت پا زدن نفر اول می شود

وقتی با این حرکت ریز می توان جلو افتاد به خودشان زحمت و تفکر و تمرین نمی دهند .

 

 

پس این انتقاد به نظرتان وارد نیست ؟

محمدی : هرکسی سلیقه ایی دارد . عده ایی این طور تئاترها رو نمی پسندند . یک ادمی خیلی

جدی س و یکی خوش برخورد و خنده رو .

 

 

اما همین ها می گویند که من دوست دارم به چارلی چاپلین و لورل هاری بخندم و دوست ندارم

به یک کمدی سخیف بخندم پاسخ شما به این انتقاد چیست ؟

محمدی : اونهایی که با این ادمها می خندند جزو همان قشر خاص هستند وقتی امدند در اون

قشر کسانی را دیده اند و در نگاه خودشان گنده کرده اند . شما در همه کمدی های دنیا

شوخی های جنسی را پیدا می کنید حالا یکی زرنگ است و اون مورد جنسی را کمی

ملایم تر می کند گاهی با یک کلمه مخاطب فایل باز می کند . تا اسم قومی را در لطیفه

به کار می برند سریع اون فایل باز می شود در کمدی یک سری فایل ها باز شده است .

باید راهش را پیدا کرد که این کار تجربه خیلی زیادی می خواهد هرچیزی جایی دارد

شما کولر گازی را در دبی 500 هزارتومان می خرید اما همین را در مسکو یک قرون

هم نمی خرند نمی توانیم در مسکو بگوییم شما به صنعت کولر احترام نمی گزارید .

 

 

شما فکر می کنید کسی که نمایش ازدواج در قهوه خانه را دیده جز خندیدن چیز دیگری

را هم گیرش می اید ؟

محمدی : یکی از مشکلات کاری ما این است اگر مردم را به سیر یک داستان معطوف

کنیم و بخواهند به پیام فکر کنند نصف ذهنشان در گیر می شود و نمی توانند بخندند

اصلا به ما چه پیام بدهیم می ایند به ما می گویند شما باید الگو سازی کنید به نظر من

خنداندن مردم یکی از بالاترین الگوهاست مگر من کی هستم که بیام فرهنگ سازی

کنم . این همه استادهای دانشگاه هستند . یکی امده بود می گفت این بچه 10 ساله که

پای تئاتر شما می نشیند ممکن است فلان دیالوگ برایش بد اموزی داشته باشد به او

گفتم مشکل بد اموزی تویی که بچه رو ساعت یازده شب اوردی سالن تئاتر تو اول

این فرهنگ را یاد بگیر که این وقت شب سالن تئاتر برای بچه نیست بعد بیا حرف بزن .

 

 

این خوب است که ادم جسارت داشته باشد و صادقانه بگوید که هدف من این است که

فقط مردم را بخندانم .

محمدی : هدف ما این است که دل مردم را شاد کنیم . امام صادق ( ع ) فرمودند بالاترین

فریضه بعد از نماز شاد کردن دل مردم است مردم انقدر مشغله دارند که دیگر حوصله

پیام ندارند .

 

 

نمایش را با همین کیفیتی که برای مردم اجرا می کنید برای بازبینی می برید یا بعدا

در طول اجرا مواردی را به اون اضافه می کنید ؟

محمدی : در طول اجرا بعضی مواقع چیزهایی به وجود می اید ولی نه به اون مقداری

که فرق کند . ما از نظر گویش طبق متن اجرا می کنیم ولی در روز بازبینی بالاخره

اون شور و شعفی که با حضور تماشاچی هست برقرار نیست .

 

 

به نظر شما چند درصد از شوخی های نمایش شما شوخی های زننده است ؟

محمدی : یک نکته هست ما می دانیم که این حرف ها برای بچه بد اموزی

ندارد چون اون بچه ذهنی سالم دارد و برداشت بد نمی کند اون شخصیتی که این

حرف هارو می زند منظور بدی ندارد ممکن است تعبیر شما بد باشد .

 

 

ولی خودتان هم می دانید که دارید از این موارد استفاده می کنید .

محمدی : باید دید چرا از اینها استفاده می کنیم اگر من برای کباب درست کردن

سیخ و کباب و منقل نداشته باشم می رم از یک میل گرد استفاده می کنم اینجا

هم سیخ و امکانات را ندارم .

 

 

روشن تر می گویید چه امکاناتی ندارید ؟

محمدی : ما حتی در اسم گزاری بازیگرها خط قرمز داریم .

 

 

اینها که عمومی است و همه جا هست .

محمدی : بله قبول دارم شما باید فکر کنید که همین فیلم اخراجی ها چرا فروخت

چون می گفت کسی که دزد بوده حالا قصد رفتن به جبهه رو دارد امدند

گفتند که شما به بسیجی ها و رزمنده ها توهین کردید ولی به ده نمکی اجازه

دادند و واقعا با جسارت این فیلم را ساخت و مردم رفتند و خندیدند معضل

دیگر مثل دوستی دخترها و پسرها در خیابان است که نمی توان با اونها شوخی کرد .

 

 

بگذارید شفاف تر صحبت کنیم اگر این وجهه شوخی های جنسی را از این تئاتر ها

کم کنیم اینقدر یا استقبال مخاطب مواجهه می شود ؟

محمدی : شما نمایش را ببینید و بشمارید که از چند تا کلمه و جمله چنین برداشتی

می کنید .خیلی زیاد نیست . من یک جمله مثل اینکه امشب چی می خوای بخوری

یکدفعه سه دقیقه کمدی می گیرم یا وقتی می خوام روی سن را کمی شلوغ کنم

با شبکه های ماهواره ایی ور می رم از اواز خواننده های لس انجلسی که ممنوع

است کمدی گرفته ام . گاهی ممکن است که از شوخی های جنسی کمک گرفته

باشم اما اون شوخی ها بیشتر است .

 

 

تک وتوک نیست . واقعا بیشتر است . وقتی کسی از سالن بیرون می اید این

نکته بیشتر در ذهنش می ماند .

محمدی : افرین این درست است . مهم این است که نیش مردم باز شود اول کار

سخت است اما همینکه نیش باز شد با معمولی ترین جوک ها و لطیفه ها می خندند

  ( پایان )


گفتگو با بهزاد ( شهریور 84 )

( قابل توجه دوستانی که این گفتگو را تا به حال نخوانده اند )

چطور و چگونه وارد بازیگری شدید ؟

یک اتفاق یک شبه و یک ادامه ی ده ساله

استقبال مردم از نمایش شما نسبت به سال های پیش چگونه بوده ؟

با توجه به اینکه سی دی این نمایش به صورت غیر قانونی

در بازار پخش شده ولی با این حال هرشب ما بیننده داریم

 تا به حال در طول اجرا مشکل خاصی داشتید ؟

 مشکلات که خیلی زیاد داریم و چیزی که الان خیلی مارو

 اذییت می کنه اینکه یه سری افراد نابلد فقط انتقاد های نا به جا

 می کنند و تنها جواب من به این افراد این است نمایش من 4 سال است

 که روی صحنه است و ما کار خودمان را بلدیم خنداندن مردم

 کار ساده ایی نیست ولی خدارو شکر ما این کار رابه خوبی انجام دادیم

 و نمایش زری خانم تلفیقی از اصالت و سنت و عشق

 مردانگی و غیرت و نجابت بانوان است .

 فکر می کنید در بین مردم محبوبید ؟

 جواب این سوال را باید از مردم گرفت ولی فکر می کنم در درجه ی اول

 من مردم رو دوست دارم و برای من خیلی مهم هستند .

 اگر کسی به شما زنگ بزند و بخواهد شما رو ببیند به دینش می روید ؟

 باید علت را بدانم چون من هرشب تاتر هستم نهایتا بیلط می گیره و

 میاد و منو در چند شخصیت مختلف در تاتر می بینه .

 ایا مزاحم تلفنی دارید ؟ در چه زمینه هایی ؟

 خیلی زیاد سرکاری و ...........

 ایا حقیقت دارد که به شما لقب چارلی چاپلین ایران را داده اند ؟

 چند بار این حرف را شنیده ام حتی اقای اصفهانی هم در کیلیپ خود

 عکس منو در کنار چارلی چاپلین گذاشته بودن و چند تا شبکه ی

 لس انجلسی هم این حرف را می زنند و من هم در

 موزه ی مادام توسو لندن کنار تمثال چارلی چاپلین عکس انداختم

 ولی چارلی چاپلین اونقدر بزرگه که با چشم و ذهن غیر مسلح نمی شه دیدش .

 ایا تا به حال شده کسی در بین تماشاچیان به شما خیره بشه ؟

 خب تماشاچی که باید فقط به ما خیره بشه و ما اونقدر خوب کار کنیم

 که تماشاچی به ما خیره بشه و نظرشو جلب کنیم .

 ایا تابه حال شده کسی به اجرای شما نخنده ؟

 منکه به تک تک افراد توجه نکردم ولی خیلی کم این مسئله

 پیش اومده شاید ناراحتی روحی داشته باشد چون نمایش ما

 یه سری لحجه های مختلف برای خنداندن دارد .

 اصالتا اهل کجا هستید ؟

 من شمیرانی هستم و صادره از شمیران و پدر بزرگ من در

 شمیران خاک هستند و تا به حال هم به استان لرستان نرفتم

 این بار هزارمین بار است که می گویم من لر نیستم ولی اگر

 وقت کنم حتما به لرستان می رم .

 بهترین و بدترین اتفاق هنری که برای شما افتاده ؟

 در سال 77 در مجتمع فرهنگی چمران برنامه داشتم و صبح تا ظهر

 در رشت برنامه داشتم و ظهر برمی گشتم تهران و شب ساعت 12

 به سمت رشت حرکت می کردم و حدود 20 روز در مسیر

 رشت به تهران بودم و یک روز که داشتم برمی گشتم تهران

 در وسط راه یک کامیون به صورت عرضی وسط جاده

 چپ کرده بود حتی یک ماشین هم نمی تونست رد بشه

 برای اولین بار بود که در طول 10سال کار هنری

 یک شب به صحنه نرسیدم .

 و بهترین هم این بود که یک پیر مردی که هشتاد سال سنش بود

 روی صندلی ردیف اول نمایش نشسته بود و اونقدر خندید که

 اشکش در اومد .

 بهترین هدیه ایی که گرفتی چی بود و از کی ؟

 از یک دختر بچه ی 10 ساله یک پلاک طلا که روش نوشته بود

 god خدا .

 هدیه گرفتن برای شما تا به حال مشکل ساز شده ؟

 نه زیاد .

 تا به حال شده جایی بری که همه جوان باشن ولی کسی شما رو نشناسه ؟

 در یکی دو سال اخیر نه ولی همه نباید من را بشناسند .

 چطور شد که وارد تیم هنرمندان شدید ؟

 از بدو شکل گیری تیم والیبال عضو این تیم بودم و هنوز هم هستم

 و این یک پیوند خیلی خوب بین ورزش و هنر است .

 هدف اصلی تیم والیبال هنرمندان چیست ؟

 معمولا هدف اصلی مسابقات ورزشی کسب قهرمانی است

 ولی هدف اصلی تیم هنرمندان یک امر خیر است و اگر این دو تا را

 تلفیق کنیم پیروزی در امر خیر است و به همین دلیل در نهایت

 همیشه موفق هستیم .

 تا حالا رفتید خرید که به شما تخفیف ندن ؟ یا اگر دادان چقدر بوده ؟

 بله جایی بوده که اصلا تخفیف ندادن ولی جایی هم بوده که اصلا

 پولی نگرفتن .

 چرا ازدواج نکردید ؟

 شاید کسی شریک من نباشد .

 بیشتر دوست دارید طنز بازی کنید یا جدی ؟

دوست دارم نمایشی را بازی کنم که مردم هم دوست داشته باشن

لذت بردن فقط خندیدن نیست .

 کلام اخر ؟

 یک جمله ی خیلی قشنگ شنیدم که می گه :

 همیشه سعی کنید چیزی رو که دوست دارید بدست بیارید

 وگرنه مجبورید چیزی رو که به دست میارید دوست داشته باشید


مصاحبه ایی کوتاه با بهزاد محمدی در مورد فیلم اژانس ازدواج

مصاحبه ایی کوتاه با بهزاد محمدی در مورد فیلم کمدی اژانس ازدواج

«بهزاد محمدي» درباره کارهاي آماده اکران خود به خبرنگار ما گفت:

 در فيلم سينمايي «آژانس ازدواج» که داراي کمدي متفاوتي است بازي کرده ام که در نوبت

 اکران قرار دارد و به اميد خدا در اوایل سال 90 به روي پرده سينماها خواهد رفت

وي درباره کم کاري اش در سينما و تلويزيون توضيح داد: به دليل

مشغله کاري در اجراي تئاتر فرصت نقش آفريني مقابل دوربين سينما و تلويزيون

  را نداشته ام، زيرا ممکن بود فيلم برداري آن ها با اجراي نمايشم تداخل داشته باشد اما

 امسال با برنامه ريزي انجام شده در

فيلم هاي «آژانس ازدواج»، «با من شوخي نکن»  بازي کردم

و  فیلم گاراژ اقا ساسان که کلا کنسل شد.

 «محمدي» افزود: فيلم «آژانس ازدواج» سوژه خوبي دارد و نسبت به کمدي هاي مرسوم

 کمدي متفاوتي است.

 تاریخ این مصاحبه ی تلفنی : 1389/12/03


گفتگویی با بهزاد محمدی

 گفتگوی شیرین و جذابی که با بهزاد محمدی

در تاریخ ۹ ابان ساعت ۱۰:۳۰ شب

در برنامه صمیمانه به مجری گری اقای روشن پژوه 

 از شبکه IRBI 1 به صورت زنده پخش شد :

برنامه صمیمانه پخش زنده با سلام و احوال پرسی مجری برنامه اقای مسعود روشن پژوه شروع می شه

اقای روشن پژوه بهزاد محمدی را معرفی و تشویق می کنه که بیاد در استودیو

مشاهده سایز بزرگ روی عکس کیلیک کنید

بهزاد محمدی : سلام عرض می کنم خدمت بینندگان عزیز همه ی دوستان خوب و گرم و صمیمی

انشالله اونایی که گرمن گرم تر و صمیمی تر باشن اونایی که گرم نیستن یه ذره گرم تر می شن

روشن پژوه : عرض کنم خدمتتون که اقای محمدی از اون هنرمندانی هستند که وجودش منشاء خیره

خیر یعنی اینکه شماها شاد شدید با دیدن هنر ایشون در عرصه نمایشی خب بهزاد جان از کجا شروع کنیم ؟

بهزاد : از زمان نوجوانیه من که البته زیادم دور نیست ( می خندد ) من می خواستم دکتر بشم یعنی برم

مشاهده سایز بزرگ روی عکس کیلیک کنید

دانشگاه شرکت کنم و قبول بشم با یه رتبه ی خوب برم پزشکی بخونم و این کارم کردم ولی تو مسیری که

می خواستم برم دانشگاه از یه جایی خوندم نوشته بود خنده بر هر درد بی درمانی دواست بی خیال پزشکی شدم

گفتم چرا برم مردم و مداوا کنم این شد که رفتم تو کار طنز و این جوری مداوا کنم مردم را

روشن پژوه : اتفاقا کار درستی کردی حتما که نباید نسخه نوشت تا کسی مداوا بشه برای مداوا فعالیت شما

فقط مهمه شما خودت یه دکتری دکتر روح و روان همینکه شادی را به ارمغان میاری خودش یه نوع طبابته

بهزاد : این کاریم که من کردم همین بود دیگه حتما که نباید سرما بخوری بری دکتر زودتر می ریم یه جای

گرم و صمیمی ( می خندد ) این برنامه ام که صمیمانه س دیگه       

برای مطالعه ادامه این گفتگو لطفا اینجا کیلیک کنید


مصاحبه با بهزاد محمدی در مورد نمایش ازدواج در قهوه خانه

گفتگو با بهزاد محمدی : ستاره نمایش های عامه پسند حرفه ایی

 تاریخ مصاحبه : هجده اردیبهشت ۹۰

 

مصم بودیم که این گزارش حاوی گفت گویی با یک چهره ی شاخص نمایش عامه پسند هم باشد

و به خصوص در پی گفت و گو با بهزاد محمدی ستاره ی این عرصه بودیم که سرانجام و بر

خلاف همکاران درجه دو و سه اش حاضر به گفت و گو شد . او تقریبا ده سال است که مرد

اول نمایش های عامه پسند است و در این زمینه همان موقعیتی را که محمد رضا گلزار و

ارش معریان و یک فیلمنامه نویس موفق فیلم های کمدی در عرصه سینما دارند .

او یک جا در یک نوع نمایش دارد چون هم می نویسد . هم کارگردانی می کند و هم بازی

و هم رکورد فروش می شکند . تماشاگران خاص عامه پسند اورا می شناسند امضایش را

می خواهند با او عکس یادگاری می گیرند برایش ابراز احساسات می کنند بلیط هایش را

برای چند هفته بعد پیش خرید می کنند بارها به تماشای نمایش هایش می روند با شوخی هایش

ریسه می روند و دیالوگهایش را از بر می کنند . گفت و گو با بهزاد محمدی می تواند به

بسیار از کنجکاوی های شما در این زمینه پاسخ بدهد .

ما می خواهیم تعبیر و تفسیر شمارا از نوع کاری که می کنید و اسمش را نمایش عامه پسند

می گزاریم و چند سال است به سینمای ایران هم رخنه کرده بشنویم البته از قبلترش بگویید.

محمدی : اهل شمیرانم . در دوران دبیرستان در نمایش های مدرسه فعالیت می کردم در

دوران راهنمایی یکی از کارهامون در سطح منطقه مقام اول را بدست اورد اما در دوران

دبیرستان فعالیتی در این زمیه نداشتم و به کلی از این فضا دور شدم بعد از گرفتن دیپلم

به عنوان مربی شنا مشغول به کار شدم و سال 73 در رشته مهندسی برق وارد دانشگاه

شدم سال 74 به واسطه یکی از هم دانشکده ایی ها وارد یک کار نمایشی به نام گردنبند

شدم که در کانون ناشنوایان در حال اجرا بود . قضیه از این قرار بود که بین کارگردان و

بازیگر اختلافی رخ داده بود که منجرب کناره گیری اون بازیگر شده بود کارگردان نمایش

که از دوستان این هم کلاسی من بود با او تماس گرفت و به دنبال یک بازیگر جایگزین

برای ادامه کار می گشت من هم در کنارش بودم و درجریان صحبت هاشون قرار گرفتم

گفتم که من حاضرم این نقش را بازی کنم دوستم پیشنهاد مرا به کارگردان رساند و به

سراغ کارگردان رفتم و نقش را اجرا کردم . نقش یک ادم ساده و فقیر که دوستش سرقت

را به گردن او انداخته بود بازی می کردم که نقشی درجه دو بود هم کارگردان راضی بود

هم تماشاگران خوششان امد .

 

دلهره و استرس هم داشتید؟

محمدی : نه اصلامن اهل ترس نیستم و علاقه مند به دلهره و هیجان و تجربه ام نمایش

گردنبند سی و هفت شب دیگر اجرا شد و رضایت کارگردان و عوامل پس از پایان نمایش

انگیزه ایی شد تا کار تئاتر را ادامه بدهم . در اواخر سال 74 نمایش کاکاسیاه را در بولینگ

عبدو بازی کردم که حدود سه ماه ادامه داشت . در کاکاسیاه نقش پسر بچه ایی را بازی کردم

که علاقه ایی به حرفه ی پدرش ندارد . در سال 75در نمایشی به کارگردانی منوچهر پور احمد

به نام سه شیطون حرفه ایی در سینما تئاتر گلریز نقش یک معتاد را بازی کردم سرپرست

این نمایش زنده یاد منوچهر نوذری بود در ابتدا باور نمی کرد که من بتونم از پس ایفای

این نقش برایم چند روز از ایشون وقت خواستم و در خانه پس از تماشای چند فیلم ایرانی

با شخصیت های معتاد شروع به تمرین کردم . بعد از دو سه روز به محل تمرین برگشتم

و رضایت دادند که من اون نقش را بازی کنم . در این نمایش با اصغر سمسار زاده و

احمد بهروزی و فرزین سمیعی هم بازی بودم بعد از ان نمایش خواب پشه را اجرا کردیم

که از ان استقبال زیادی شد د حدود شش ماه اجرای مداوم داشتیم .

بعد از یکی دوسال تصمیم گرفتم خودم نویسندگی و کارگردانی را به عهده بگیرم و فقط

هم نقش اول بازی کنم . نمایشی نوشتم با نام دروغ چرا ؟ و خودم هم ان را کارگردانی

کردم که از ان استقبال شد و حدود دو سال در بولینگ عبدو اجرا داشتیم . بعد از ان

حدود شش ماه با اقای داوود فتحلی بیگی که رئیس اداره تئاتر هم بودند نمایشی را روی

صحنه اجرا کردیم پس از پایان کار از اجرا کناره گرفتم و مشغول مطالعه کتابهایی در

مورد فن بیان بازیگری شدم تصمیم گرفته بودم یک کار نو را بنویسم و اجرا کنم .

به تماشای تئاترهای جدی می رفتم و نمایشنامه های چاپ شده را مطالعه می کردم

در این میان فیلم های قدیمی ایرانی را هم تماشا می کردم تا بتوانم از میان انها قصه ایی

را اننتخاب و به زبان امروزی و با دیالوگ های زمان حال برگردان کنم . در سال هشتاد

نمایشنامه ی قهوه خانه ی زری خانوم را نوشتم و سال هشتاد و یک ان را در گلریز به

روی صحنه بردم . قهوه خانه زری خانوم از سال 81 تا سال 84 بدون وقفه اجرا داشت

حتی زمان وقوع زلزله بم از طرف اداره نمایش به ما اعلام کردند سه شب کار را

تعطیل کنید به اداره نمایش رفتم و گفتم اصلا فروش برام مهم نیست ما بلیط های نمایش

را در ماه های قبل پیش فروش کردیم فروش همان سه شب را به نفع زلزله زدگان واریز

می کنم اما به دلیل پیش فروش بلیط ها نمی توانیم اجرا را لغو کنیم با این شرط رضایت

دادند نمایش اجرا شود در مناسبت های مذهبی که تئاترها تعطیل می شد در خارج از کشور

مثل انگلیس مالزی و کانادا اجرا داشتیم . قهوه خانه زری خانوم پرفروش ترین پرمخاطب ترین

پر طرفدارترین نمایش کمدی ایران شد.در انگلیس 25 شب قبل از اجرای نمایش همه بلیط ها

فروش رفته بود در اجرای کانادا به بازیگران گروه ویزا ندادند و مجبور شدم بازیگران را

از انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه رایرسون انتخاب کنم برای تمرین متن نمایش را به

همراه اجرای ضبط شده البته بدون صدا و صامت در اختیار بازیگران قرار دادم .

 

چرا صامت ؟

محمدی : چون امکان کپی برداری از ان وجود داشت بعد از تمرین نمایش را سه شب

روی صحنه بردیم که اجرای موفقی بود در مالزی هم ایرانیان مقیم مالزی استقبال

خیلی خوبی کردند اخرین اجرای نمایش قهوه خانه عید سال 85 به مدت ده شب در دبی

بود که ایرانیان مقیم انجا هم خیلی استقبال کردند هنرمندان مقیم امریکا هم در این ده شب

در محل اجرا حضور داشتند و از من برای کار در لس انجلس دعوت کردند که قبول

نکردم .

 

دراین مدت در تلویزیون هم فعالیت داشتید؟

محمدی : اولین کارم در تلویزیون مجموعه جدی نگیرید بود که سه نقش را اجرا می کردم

در نقش های پیش بینی هواشناسی - تاکاشی و داداشی - خانعلی و جانعلی در ملات اباد

که با زنده یاد منوچهر نوذری هم بازی بودم

روزهای ارزو به کارگردانی اقای بزرگی و تلفن مشترک به کارگردانی خسرو ملکان

را هم بازی کردم .بعد از ان سریال هفتاد قسمتی مهمان پذیر طوبی را به کارگردانی

اقای منوچهر پور احمد کار کردم که با داوود رشیدی و صبا ملکی هم بازی بودم .

دو برنامه کودک با جواد رضویان و نادر سلیمانی و حسین محب اهری به سفارش

سیما فیلم کار کردم . در خلال این برنامه ها چندین برنامه ی مناسبتی جشن رمضان

با اقای کاظم احمدزاده در تلویزیون داشتم .

 

از سینما هم پیشنهاد داشتید ؟

محمدی : بله زیاد اقای صلح میرزایی برای فیلم زندگی شیرین از من دعوت کردند که

به خاطر اجرای نمایشم نتوانستم حضور پیدا کنم و جواد رضویان به جای من بازی

کرد . یک بار هم اقای شریفی نیا برای فیلم داریوش مهرجویی به من پیشنهاد کار

داد که به خاطر محل فیلم برداری که در اصفهان بود نتوانستم جواب مثبت بدهم

چون بلیط های نمایشی را که از قبل اجرا داشتیم پیش فروش کرده بودیم و امکان

تعطیلی نداشتیم . از سال 77 تا سال 84 بدون وقفه در داخل و خارج از کشور

هرشب اجرا داشتیم پس از قهوه خانه نمایشنامه ی زندگی شیشه ایی را از اقای

داوود فتحلی بیگی خریدم بازنویسی کردم و روی صحنه بردم حدود یکسال و نیم

اجرا داشتیم که به خاطر اختلاف با یکی از بازیگران کار به شکایت کشیده شد .

یکی از بازیگران مشکل اخلاقی پیدا کرده بود و حضور منظمی سر اجراها

نداشت و نظم گروه را بهم ریخته بود من با حسن نیت و به خاطر نگرانی ام با

پدرش صحبت کردم اما پدر که فردی صاحب نفوذ بود باعث شد کار تعطیل شود

در سال 87 شروع به نوشتن نمایشنامه قهوه خانه 2 کردم و از شهریور همان سال

تمرین را شروع کردیم یک کمدی نو و تلفیقی از فیلم و تئاتر بود و از همان شهریور

هم شروع به پیش فروش بلیط کردیم و حتی بلیط های سال 88 را هم فروختیم و عید

سال 88 نمایش روی صحنه امد و خیلی مورد استقبال قرار گرفت . در میانه اجرا

بودیم که انجمن تئاتر ازاد اعلام کرد قانونی تصویب شده که بازیگران تئاتر نمی توانند

به عنوان کارگردان فعالیت کنند و اقای حسین قاسمی وند را به عنوان کارگردان نمایش ما

معرفی کردند گفتیم این نمایش کار گروهی است و قرار نیست نام کسی به عنوان کارگردان

نوشته شود اما قبول نکردند .

 

انجمن تئاتر ازاد چه انجمنی است ؟ نهاد تصمیم گیرنده است ؟ مجوز صادر می کند ؟

محمدی : پس از تعطیلی تئاترهای لاله زار قدیمی های تئاتر های عامه پسند برای اینکه

بتوانند بین این نوع نمایش و نمایش های جدی و کلاسیک تفکیکی قائل بشوند اقدامهایی

کردند و پس از پیگیری های زیاد مرکز هنرهای نمایشی انجمن تئاترهای ازاد را تاسیس

کرد در ابتدا اقای قرایی رئیس این انجمن بودند و پس از او اقای مجید جعفری تاکنون

مسئولیتش را به عهده دارد .

 

ایشان همان اقای جعفری کارگردان نمایش هملت و کارهای جدی دیگر هستند ؟

محمدی : بله دقیقا . در حال حاضر تاییدیه ایشان برای دادن مجوز به تئاترهای ازاد

لازم است قانون منع کارگردان توسط بازیگران هم توسط ایشان تصویب و اجرا

شده ولی متاسفانه ایشان سالن های متعددی را در اختیار چند تن از افراد بی سوادی که

در انجمن تئاتر ازاد مشغول به کار هستند سپرده که به نظرم جایگاه هنری ایشان را

زیر سوال برده اند البته شاید دلیلی هم برای این کار دارند که اینگونه کارها را حمایت

می کنند و شاید ما نمی دانیم .

 

قیمت بلیط این نمایش چقدر است ؟

محمدی : بسته به مکان و سالن اجرا از شش تا ده هزار تومان است .

 

 

تقسیم بندی فروش چگونه است ؟

محمدی : باز هم به سالن نمایش و گروه بستگی دارد گروه هایی هستند که در صد می گیرند

کم یا زیاد . برخی سالن ها هم سر مبلغ معین با گروه قرارداد می بندند.

خود من سالن اجاره می کنم و صاحب سالن کاری به فروش ندارد و فقط اجاره سالن را

می گیرد .

 

سرانجام نمایش قهوه خانه 2 چه شد ؟

محمدی : بعد از معرفی اقای قاسمی وند به عنوان کارگردان کار را ادامه دادیم . پس از

حدود دو ماه از شروع اجرا از طرف انجمن تئاتر ازاد و مرکز هنرهای نمایشی

به ما اعلام کردند که شخصیت سالار باید حذف شود . او شخصیت محوری نمایش

ما بود و حذف ان باعث بهم ریختن کل داستان می شد . دلیل ان را جویا شدیم دلیل های

کلی اوردند و گفتند چون حالت قهرمان پروری دارد و نظیر این شخصیت در فیلم های

ایرانی قبل از انقلاب سابقه دارد حتما باید حذف شود به اقای قاسمی وند می گفتیم شما

کارگردان هستید بپرسید مشکل کجاست تا اگر دیالوگ یا حرکتی مشکل دارد رفع مشکل

کنیم ایشان چیزی نمی گفتند و فقط خواستار حذف این شخصیت بودند زیر بار نرفتم

و بهر حال کار را تعطیل کردند .

در این فاصله فیلم ماشالله خان در بارگاه هارون الرشید از طرف اقای مرتضی شایسته

به من پیشنهاد شد که ساخته شدنش با فوت مرحوم اعلامی منتفی شد به دنبال اون در

فیلم با من شوخی نکن بازی کردم که در شبکه نمایش خانگی پخش شد

بعد در فیلم اژانس ازدواج به کارگردانی اقای محمدی درمنش بازی کردم که در

جشنواره فجر به نمایش درامد در یک تله فیلم قرار است بازی کنم.

 

بعد از تعطیلی قهوه خانه 2 نمایش دیگری را روی صحنه نبردید ؟

محمدی : نه بعد از ان اقای جعفری چند بار به من پیشنهاد دادند تا نمایشی را در

سینما قیام سابق روی صحنه ببرم قبول نکردم چون نمایش من ایرادی نداشت و به

دلایل واهی و ناجوانمردانه ان را پایین کشیده بودند . چند ماه قبل اقایی از سازمان

میراث فرهنگی با من تماس گرفتند و پیشنهاد راه اندازی مجموعه نمایشی سعد اباد

را مطرح کردند در این مجموعه قبلا چند نمایش بی رونق هم اجرا شده بود گفتم من

مشکلی برای کار کردن ندارم فقط شما تعهد بدید که حمایتم می کنید چون اگر نمایش من

اجرا بشه سالن های دیگر خلوت می شود و با من مقابله می کنند . ایشان قول هرگونه

مساعدتی را دادند در این فاصله پیشنهادی از طرف مدیریت سالن کانون پرورش فکری

داده شد که پذیرفتم و فعلا مشغول اجرا در این سالن هستم .

 

حالا می رسیم به اصل مطلب : مشخصات تئاتر عامه پسند یا این نوع نمایشی که شما

اجرا می کنید به نظر خودتان چیست ؟

محمدی : مخاطب تئاتر های جدی و سنگین نظیر هملت - انتیگونه - اتللو و ......... کسانی

هستند که با متن های جدی سر و کار دارند یا تحصیل کرده ان رشته هستند این نوع

ادبیات برای عامه مردم قابل فهم نیست . به طور مثال در رشته پزشکی یا مهندسی

ادبیات و اصطلاحاتی به کار برده می شود که برای متخصصان این رشته قابل درک

است و برای عموم قابل درک نیست . نوع نمایش ما با عامه مردم ارتباط دارد و نوع

دیالوگ های برای عموم مردم قابل فهم و ملموس است . ما برای اشنایی با هنر نمایش و

تئاتر از ادبیات کلاسیک و سنگین استفاده نمی کنیم .

 

یعنی شما فکر می کنید این نوع نمایش باعث اشنایی مردم با تئاتر می شود ؟

محمدی : ببینید من با افرادی رو به رو شدم که هیچ شناختی نسبت به تئاتر نداشتند

و فکر می کردند تئاتر یعنی همین نوع نمایش . با توجه به اینکه ریشه تئاتر در

کشور ما از نمایش های روحوضی شروع شده و در ادامه به تئاترهای لاله زار

رسیده .

 

 

خب هرچیزی پس از مدتی رنگ خودش را می گیرد لاله زار هم از ابتدا اینگونه نبود

سینما قیام هم قبلا محل نمایش فیلم های خوبی بود و الان محل نمایش تئاتر های عامه پسند

شده . مخالفتی برای سرگرمی و سرگرم سازی برای عامه مردم ندارم مشکل این است که

اینگونه نمایش های سطح سلیقه مردم را پایین می اورند بر سینمای ایران به خصوص

کمدی هایش تاثیر می گذارند و ظرفیت های نمایشی سینما را از ان خود می کنند چیزی که

این نوع نمایش را برای مردم جذاب می کند عبور از خط قرمز هاست . این قضیه البته

ریشه در یکی از ویژگی های هنر کمدی دارد در نمایش روحوضی وقتی شخصیت سیاه

حاجی را دست می اندازد دارد از یک خط قرمز اجتماعی عبور می کند .

هارلکن ها هم در کمدی دلارته هم همین کارا رو می کنند . یا وقتی یک رعیت اربابش را

دست می اندازد از خط قرمز عبور کرده و مردم هم عموما خوششان می اید اما کمدی فقط

عبور از خط قرمز نیست .......

محمدی : ببینید تئاترهای کلاسیک و درام های بزرگ بیشتر به شخصیت های بزرگ و

محاسن و زندگی انها می پردازد تئاترهای کمدی و عامه پسند باید به مردم عادی و مسائل و

اشتباه های انها بپردازد .

 

همین موضوع و اتفاقاتی را که در تئاترهای عامه پسند رخ می دهد می توان تئوریزه کرد

و تئوری های ان را در تئاتر کلاسیک و جدی هم رد یابی کرد من در مورد اصول کلی

صحبت نمی کنم منظورم سطح کارشان است که تماشاگر را بدعادت می کند و سطح سلیقه اش

را پایین می اورد .

محمدی : در این نوع نمایش گاهی مجبوریم برای همراه کردن تماشاگر قطعه ایی یا نکته ایی را

به متن اضافه کنیم مثلا من بخشی از نمایش نامه بابا شمل را وارد متن نمایشم کردم ولی

جواب نداد مجبور شدم برخلاف میل با طنی ام نکته طنزی به ان اضافه کنم

در برخی از نمایش های چون دو سه کمدین رقابت دارند و نمایش را پیش می برند اگر نفر اول

نکته ایی طنز امیز وارد متن کرد نفر دوم هم به طبع ان چیزی اضافه می کند و همین طور ادامه

پیدا می کند . در کارهای من چون دیگران نقش محوری ندارند و به نوعی نقش مکمل محسوب

می شوند بار اصلی به دوش خودم است .

 

یک مساله دیگر استفاده افراطی موسقی در این نوع نمایش ها است در سالن گلریز نمایشی

دیدم که کار بسیار سخیفی بود و به طور افراطی از موسیقی استفاده شده بود یک

سینتی سایزر گذاشته بودند کنار صحنه با ان بلندگوهای عظیم و صدای بلند که به هر

بهانه ایی قطعه ایی رقص انگیز نواخته می شد چیزی شبیه سالن عروسی شده بود باز

صد رحمت به شما که در نمایش قهوه خانه زری خانوم چند نوازنده تان را که سازهای

سنتی هم دارند تهه صحنه و پشت پرده مستقر کرده بودید ...

محمدی : بهر حال این قضیه به مدیریت سالن هم مربوط می شود مدیریت یک سالن سینما

برخلاف مثلا مدیریت تئاتر شهر ان فرهنگ و دانش و سواد را ندارد یکی از مشکلات

همین است که نمایش های این چنینی وارد سالن های سینما شده است .

 

به نظر می رسد نظارت بر تئاتر عامه پسند بسیار اسان تر و ساده تر از نظارت بر سینما

و نمایش های جدی است .

محمدی : بله سخت گیری ها کمتر است علتش هم این است که سینما یک سند تصویری است

که می ماند برخلاف تئاتر که اشتباه را می توان در اجراهای بعدی رفع کرد .

 

با توجه به اینکه مردم ما علاقه زیادی به ملودرام دارند چرا همه نمایش های عامه پسند

فقط کمدی هستند ؟

محمدی : علتش به چند چیز برمی گردد یکی اینکه کارگردان ها معمولا درک درستی از

مقوله ی نمایش ندارند به جای اینکه از کمدی به طرف ملودرام بیایند به سمت بزن و برقص

می روند دوم اینکه می خواهند با کمترین هزینه نمایشی را اجرا کنند و از افرادی به عنوان

بازیگر استفاده می کنند که اصلا تجربه ی بازیگری ندارند اهمیت هم ندارد که دیالوگ ها

کار شده باشد یا بی ربط . بخش مهمش هم این است که به قدری از لحاظ اقتصادی و......

روی جامعه فشار هست که مردم می خواهند تخلیه روانی شوند همین است که این روزها

خنده درمانی مد شده است همین عامل مهمی می شود که با دیالوگ های بعضا بی ربط و

پرت و هجو تماشاگر را به سالن بکشانند البته حالا مردم ترجیح می دهند به جای هزینه کردن

برای سینما و تئاتر با صرف مبلغ اندکی کاری را تهیه کنند و در منزل بارها تماشا کنند .

 

شما بر خلاف بقیه در کارهایتان از علاقه مردم به ملودرام هم استفاده می کنید ؟

محمدی : من به خاطر علاقه زیادی که به ملودرام دارم از ان هم استفاده می کنم و متن

نمایش هایم تماما کمدی نیست . غیر از خنده و شادی که جذابیت زیادی برای مردم دارد

جذابیت های دیگری هم هست نمایش ما را هم بچه پنج ساله تماشا می کند و هم پیرمرد

هفتاد ساله . قشری که نوع تئاتر ما را انتخاب می کند با تماشاچی تئاتر شهر فرق دارد

تماشاگران تئاتر شهر عمدتا دانشجویان تئاتر هستند ولی تماشاگران ما متعلق به هر

صنف و گروهی هستند و نمی توانیم فقط در یک فضا و ژانر نمایش اجرا کنیم باید

تنوع نمایشی داشته باشیم .

 

یک نمونه دیگر اشاره های مهوع یه بول و غیط و ادرار و توالت و فرایند گوارش و

گاز معده است ! یا تف کردن در استکان چای و از این جور به اصطلاح افه های کمدی

نمونه سخیفش در فیلم بورات هم بود .

محمدی : همه اینها برمیگردد به خط قرمز ها و محدودیت های ما در متن و اجرا

هنرمندان ما اجازه ندارند اشاره ایی به معضلات و مشکلات حتی جامعه داشته باشند

متاسفانه فضای کاری ما خیلی بسته است مثل حرکت کردن در باجه ی تلفن است به هر

طرف که تکان بخوری قسمتی از بدنت به دیواره ی باجه برخورد می کند .

 

خط قرمز ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد سیاسی اجتماعی فرهنگی واما الان

مساله این است که بیشتر این کنایه ها سخیف و مهوع و مبتذل شده با وجود همین

نظارت ها و سر دادن شعارهای اخلاقی چطور اجازه این کارها و دیالوگ ها داده می شود ؟

محمدی : همه اینها بر می گردد به روابط و مناسبات پشت پرده افراد و گروها با هم .

نمایش شخصی مثل من که هیچ لابی و ارتباط پشت پرده ایی با کسی ندارم به راحتی

به پایین کشیده می شود و به طور مثال نمایش فلان شخص با وجود همه این پرده دری ها

یک سال یا یکسال و نیم روی صحنه است بدون هیچ نواوری .

 

البته در نمایش قهوه خانه هم از این چیزها بود این افراطی کارها در نمایش های عامه پسند

نهایتا به ضرر خودش تمام خواهد شد .

محمدی : همین طور است همین الان هم از سوی نهادها و ارگان ها اعتراض های زیادی نسبت

به دیالگوها و حرکت ها انجام می شود ولی افراد همان طور که گفتم به پشتوانه همان مناسبات

و روابط کارشان را ادامه می دهند.

 

اینکه گفتید نوع تماشاگر ما با تئاتر شهر فرق دارد . در سالن نمایش کاملا پیداست مرا یاد

ترکیب جمعیت حاضر در تشیع جنازه ی مرحوم فردین انداخت متاسفانه کمدی های سینمای

ما هم دارد به همان سمت و سوی این نمایش ها می رود .

محمدی : جشن و فضای این نوع نمایش اینگونه است . به طور مثال فضای کمدی که ایجاد

می شود محیط قدری صمیمانه تر می شود در یک مجلس رسمی هم اینگونه است شما اگر

قدری شوخی کنید خواه ناخواه فضای مجلس را صمیمی تر و در نتیجه ازاد تر می کنید

به هر حال سطح تماشاچی های ما متفاوت ازسطح تماشاگران تئاتر شهر است .

 

یکی دیگر از جاذبه های نمایش های شما برای تماشاگرتان و نوستالژی است که نمایش های

عامه پسند دیگر از ان استفاده نمی کنند به عنوان مثال حضورتان در نمایش قهوه خانه را

با ترانه ی قدیمی سفر شروع می کنید که برای افراد میانسال و بزرگ سال طیف تماشاگرانتان

خاطره انگیز است .

محمدی : برای جوان های بیست سی ساله هم که دسترسی اسان به ترانه ها و فیلم های قدیمی

دارند هم جالب است این استفاده کاملا اگاهانه است و چون احساس کردم جذابیت دارند انها را

به متن اضافه کردم .

 

متن ها را خودتان می نویسید ؟

محمدی : بله

 

بازنویسی متن های موجود است یا خودتان می نویسید ؟

محمدی : گاهی طرحی را کلی به نویسنده ایی سفارش می دم اون از ان طرح نمایشنامه ایی می نویسد

امکان دارد از همه ان متن استفاده نکنم ولی از قسمت های استفاده نشده ایده ها و طرح های جدیدی

می گیرم .

 

از نمایشنامه دیگران هم استفاده می کنید مثلا بازنویسی و اجرا کنید ؟

محمدی : پیش امده نمایشی را اجرا کردم و موفق بوده حالا همان را با طرحی دیگر اجرا می کنم

مثلا در قهوه خانه 1 شخصیت عرب داشتم که در قهوه خانه 2 ان را به شخصیت انگلیسی تغییر

دادم . این نمایش اکنون با عنوان ازدواج در قهوه خانه روی صحنه سینما تئاتر کانون است .

 

قبول دارید که تئاتر عامه پسند روی سینمای ایران تاثیر گذاشته است ؟

محمدی : بله کاملا تئاتر عامه پسند از خلاء موجود در سینما استفاده کرده و حالا دارد ان را پرورش

می دهد ان خلاء طرز تفکری بود خنده را مذموم می دانست .

 

الان تئاترهای عامه پسند دارند در این حرکت خزنده سالن های سینما را اشغال می کنند واقعا جای دیگری

برای این نمایش ها نیست ؟

محمدی : نه ما کمبود سالن داریم . الان نهادها و ارگان هایی هستند که سالن هایی در اختیار دارند که

شاید در سال یکی دو مرتبه از انها استفاده می شود و بقیه طول سال دارن خاک می خورند اما حاضر

نیستند ان را حتی برای درامد زایی در اختیار دیگران قرار بدهند در اوایل دهه هفتاد برخی هتل ها

سالن های خودشان را برای اجرای نمایش در اختیار هنرمندان قرار می دادند و افرادی نظیر

اصغر زمانی در هتل ها برنامه داشتند . متاسفانه مدیریت هتل ها به خاطر پایین امدن سطح هتل

مثلا از پنج ستاره به چهار ستاره دیگر حاضر نیستند چنین کاری انجام بدهند .

 

فیلم زیاد می بینید ؟

محمدی : بله اما خوره ی فیلم نیستم .

 

فیلم کمدی چطور ؟

محمدی : نه اتفاقا اهل فیلم کمدی نیستم شاید به این دلیل که خودم کمدی کار می کنم و ریتم کمدی را

بهتر می شناسم . غالبا کمدین های ما شناختی از کمدی و ریتم در فیلم کمدی ندارند و بیشتر فیلم های

کمدی ما به سمت هزل و هجو حرکت می کنند . برخلاف همه سبک های هنری کمدی بیشتر از

همه ریتم دارد .

 

کمدین مورد علاقه هم دارید ؟

محمدی : ایده های مهران مدیری را دوست دارم همین طور نوع کار رضا عطاران را می پسندم .

 

خارجی ها ؟

محمدی : ازخارجی ها چاپلین را خیلی دوست دارم همین طور سبک بازی جیمی کری .

 

شنیده ام بعضی از تماشاگران بارها به تماشای نمایش های شما می ایند .

محمدی : خیلی زیادند من کسی را می شناسم که 85 بار برای دیدن یک نمایش من امده است

خانمی در یک تصادف همسر و دو فرزندش را از دست داده و حدود سه سال دچار افسردگی بود

به پیشنهاد نزدیکانش به تماشای نمایش ما امده بود از پرده دوم بود که شروع به خندیدن کرد

در پایان این نمایش برادر این خانوم به پشت صحنه امده بود و از من تشکر می کرد می گفت

ما فکر می کردیم خواهرم دیگه هیچ وقت نمی خندد .

 

ایا به تحول در کارتان فکر کرده اید ؟

محمدی : بله در همین نمایش جدیدی که قرار است اجرا کنیم سطح کمدی نمایش کمتر و درام

ان بیشتر شده است .

 

و نکته دیگر ..... ؟

محمدی : فقط از دوستان خواهش می کنم جایگاهشان را بشناسند و پا به محله هایی نگذارند

که محله خودشان نیست مثلا یک بازیگر معمولی قصد طنز پردازی دارد یا دست به گارگردانی

می زند . مطئنم که اگر جایی که واردش می شوید محله خودتان نباشد و اشنایی کامل به ان

نداشته باشید یا گم می شوید یا سر در گم . قبل از ورود به هر محله اول ان را بشناسید

بعد وارد شوید . کمدی شاید کار سختی نباشد اما کار بسیار بزرگی است .

 (  پایان )


مدیران سایت

بهزاد محمدی


ن- نوروزیان


همکاران :


مهرداد و احسان محمدی

عضویت در خبرنامه و دریافت اخبار جدید سایت از ما . لطفا نام و ایمیل صحیح را در دو کادر نوشته و ارسال فرمایید